حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٩٣ - آيه رجم
را آيه قرآنى نمىشناسند. هر چند ايراداتى بر مضمون و سياق آن وارد شده است. كه مانع از نسبت دادن اين حديث به پيامبر- ص- هم مىگردد و اساسا ما اضطراب و آشفتگى را از خود دور كرده نسبت حديث را به پيامبر- ص- صحيح نمىدانيم.
آيه رجم
خلاصه انتقادات مرحوم بلاغى درباره آيه رجم: «الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة ...» چنين است: دخول «فاء» جزاء بر «فارجموهما» وجهى ندارد. زيرا «فاء» بايد در جواب و جزاى شرطى آمده باشد كه در اينجا نه به آن تصريح شده است و نه قابل تقدير مىباشد. و اگر مىبينيم در آيه شريفه از سوره نور: «و الزانية و الزانى فاجلدوا» فاء بر سر «جلد» آمده بدين سبب است كه جلد جزاى زنا است و «زنا» سبب «جلد» مىباشد.
ليكن در اين عبارت رجم جزاى شيخوخيت و پيرى نمىتواند باشد. و تنها وجهى كه براى دخول «فاء» مىتوان تصور كرد دروغ بودن روايت است. و شايد در روايت سليمان بن خالد افتادگى به وجود آمده است و اصل صورت سؤال چنين بوده است. آيا مىگويند در قرآن رجم است؟
بعلاوه آن كه موطأ، مستدرك، مسدد و ابن سعد نقل مىكنند كه: عمر كمتر از بيست روز قبل از مرگ خود گفته بود: اگر نه آن بود كه مىگفتند عمر در كتاب خدا دست برده است هرآينه آيه «رجم» را مىنوشتم: «الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة».
حاكم اين روايت را در كتاب خود آورده است. و ابن جرير آن را صحيح مىداند.
آنان از عمر نقل مىكنند كه گفت: هنگام نزول آيه رجم نزد پيامبر- ص- رفتم و از پيامبر خواستم آيه را بنگارد. در كنز العمال نقل مىكند كه: گفتم به من املاء بفرما تا بنويسم و پيامبر ظاهرا كراهت از خود نشان داد. و بعد عمر گفت: نمىبينى كه مرد پير را اگر زنا كند و محصن نباشد تازيانه مىزنند در حالى كه مرد جوان محصن را بخاطر زنا رجم مىكنند.
ملاحظه بفرماييد محدثين كراهت و خوش نيامدن پيامبر- ص- را از كتابت آيه منزل نشان مىدهند. و مناقشه عمر را در اين برخورد چنين نقل مىكنند. يعنى به پيامبر بايد راه و چاه را نشان داد! نعوذ باللّه من سبات العقل و قبح الزلل.