حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٣١٨ - خلاصه دلايل وى و پاسخ آنها
خلاصه دلايل وى و پاسخ آنها
در اينجا به صورت گذرا دلايل نامبرده را يكايك طرح و جرح مىكنيم:
دليل اوّل: به رواياتى از اهل سنت و شيعه استناد كرده است كه مىگويند: هر چه در امم سالفه اتفاق افتاده است؛ طابق النعل بالنعل در اين امت نيز پيش خواهد آمد.
و بعد نامبرده نتيجه مىگيرد كه: از جمله حوادث امم سالفه تحريف كتاب خدا بوده است. لذا بايستى قرآن را نيز تحريفشده دانست! ليكن اين دليل به شكل بدى طرح شده است و به صورت باطلى مورد استناد قرار گرفته است؛ زيرا منظور از تكرار حوادث و به تعبير قرآن: وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ[١] سنن و نواميس تاريخى است به صورت كلى و تخلفناپذير و الا چه بسيار حوادث ريز و درشتى كه مختص هر امتى بوده است مانند: گوسالهپرستى، گم شدن بنى اسرائيل در بيابانها، غرق شدن فرعون، پادشاهى سليمان، صعود عيسى، مرگ هارون وصى موسى قبل از وى، عذاب استيصال، به دنيا آمدن عيسى بدون پدر، قصه اصحاب كهف، زنده شدن شخصى پس از خواب يا مرگ صدساله و غير آن. بهر حال اين روايات به فرض صحت ناظر به تشابه حوادث است نه تكرار عين حوادث قبل.
اما تحريف اگر در امم سابقه رخ داده است در امت ما نيز اتفاق افتاده است. ليكن تحريف معانى يعنى اقامه حروف و تعطيل حدود و عمل نكردن به مقتضاى آيات و مانند آنها. وانگهى قرآن كه معجزه خالده است بايستى همه چيز آن- حتى حروف- محفوظ بماند تا صفت اعجاز و جاودانگى را در خود براى هميشه نگهدارد. در صورتى كه كتب سالفه معجزه انبيا نبودهاند تا خداوند متكفل حفظ آنها گردد چه برسد به اين كه معجزه جاويد باشند. از همه اينها گذشته، تحريف و بازيچه قرار دادن قرآن كه از سنن الهى و نواميس طبيعى نيست تا ما متوقع حصول اين سنت در همه كتب سماوى از جمله قرآن باشيم. بلكه كاملا بر عكس است و سنت الهى اين است كه كتب آسمانى سالم بماند.
دليل دوّم: روايات اهل سنت مىگويند: شهادت دو تن كافى بود تا آيهاى وارد قرآن گردد و جزء مصحف رسمى قرار گيرد. يعنى نقل قرآن متواتر نيست و امكان وقوع
[١] سوره آل عمران، آيه ١٤٠.