حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٧٨ - آيه رجم از نظر عمر بن خطاب
نوشتن اين (آيه) را در مصحف جايز مىدانست. و اين آيه را از آيات منسوخ التلاوة- به فرض صحت چنين نسخى كه ما قبول نداريم- جدا مىكرد. عمر براى اثبات نظر خود به رجم كردن پيامبر- ص- ابو بكر و خودش استناد مىكرد.
و در روايات ديگرى عمر مىگويد: درباره آيه رجم فريب نخوريد بدرستى كه اين آيه همراه با آيات ديگرى نازل شده بود و ما آنها را در مصحف مىخوانديم. ليكن همراه با وفات پيامبر- ص- با آيات زيادى از دست رفت دليل آيه بودن «رجم» آن است كه پيامبر- ص- ابو بكر و من به دنبال آنها به مقتضاى آيه عمل كرديم و حكم رجم را اجرا نموديم ...[١].
البته روايتى نيز آيه رجم را از امام صادق- عليه السلام- نقل مىكند[٢] از ابن اشتة منقول است كه: عمر آيه رجم را با خود آورد تا زيد آن را در مصحف بنويسد؛ ليكن زيد خوددارى كرد، زيرا عمر تنها بود و آيه با شهادت يكتن ثابت نمىگشت[٣].
ليكن ما نمىتوانيم ادعاى فوق را بپذيريم؛ زيرا همانطوركه قبلا مكرر بيان كرديم پيامبر اكرم- ص- كاتبان مخصوصى داشت كه آيات را كتابت مىكردند و مصحف را تدوين مىنمودند و تعدادى از صحابه در زمان حضرت براى خود مصاحفى ترتيب داده بودند و حافظانى بودند كه قرآن را جمع و حفظ كرده بودند و هيچ آيهاى از قلمشان نيفتاده بود. و اگر مىبينيم زيد از قبول آيه خيالى عمر، خوددارى مىكند به اين دليل كه عمر در شهادت خود تنهاست و كس ديگرى به نفع وى شهادت نمىدهد خود اين دلالت دارد كه اصلا اين عبارت آيه نيست[٤] تنها چيزى كه مىتوان گفت آن است كه عمر علاقه وافرى به قرار دادن اين عبارت در قرآن داشت. علاوه بر قاعده كلى فوق درباره هر آيه پندارى ما در رد آيه رجم دلايل زير را اقامه مىكنيم:
اوّلا: اين عبارت ثبوت رجم را بر مرد و زن مسن بيان مىكند حتى با فقدان إحصان.
[١] المصنف/ صنعانى، ج ٧، ص ٣٣٠.
[٢] رك: الكافى، ج ٧، ص ١٧٧. التهذيب، طوسى، ج ١٠، ص ٣، من لا يحضره الفقيه، ج ٤ ص ٢٦.
وسائل، ج ١٨، ص ٣٤٧. مبانى تكملة المنهاج، ج ١، ص ١٩٥. التبيان، ج ١، ص ١٣. بحار، ج ٨٩، ص ٦٣. و تفسير الصراط المستقيم، ج ١، ص ٣٦٤.
[٣] الاتقان، ج ١، ص ٥٨. به نقل از: فتح البارى/ ابن حجر، عسقلانى.
[٤] الاتقان، ج ١، ص ٥٨ به نقل از: ابن اشته در: المصاحف.