حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٣٥ - دلايل تحريف قاصر است
است اين مقدار زياد از مصاحف همه صحابه بالاتفاق ساقط شده باشد. به خصوص مصحف ابى، ابن مسعود و زيد و ديگران كه نام عدهاى از آنها در بحث جمعآورى قرآن خواهد آمد؟! و اگر ابى بن كعب بر حذف يك «واو» اعتراض مىكند چگونه در برابر اين تحريف كثير و حذف بسيار ساكت مىماند؟! ...
و اگر «ابو ذر» سكوت نمىكند تا آن كه سخنى را كه از پيامبر اكرم شنيده است بيان كند و با آن كه شمشير برّان بر گردنش نهادهاند سخن خود را مىگويد[١] آيا اين شخص در برابر چنين جنايت عظيمى سكوت مىكند وانمود مىسازد كه هيچ اتفاقى نيفتاده است؟! ...
و اگر ابن مسعود آتش زدن مصاحف را محكوم مىكند[٢] چرا تحريف قرآن و حذف اين همه آيات را محكوم نمىكند؟! وانگهى اگر حكّام دست به تحريف قرآن زده باشند ناچار اين تحريف بايستى درباره آياتى باشد كه با حاكميّت آنان معارض باشد و يا موضع مخالفين را تأييد كند اين تحريف موجب مىشود مخالفين بتوانند آن را مستمسك براى سقوطشان قرار داده مردم را نسبت به اين جنايت آگاه كنند و بدين وسيله قدرت اين حكام را متزلزل سازند و پايههاى قدرت آنان را تكان دهند و به لرزه درآورند. حال آن كه ابدا چنين مسألهاى اتفاق نيفتاده و هيچكس خبر از اين نوع جريانات در تاريخ ندارد.
بعد از همه اين سؤالات آيا پيامبر كاتبانى نداشت كه هر چه از قرآن نازل مىگشت بلافاصله مىنوشتند و مگر نه آن كه همه قرآن در زمان پيامبر- ص- جمع شد و در حضور پيامبر قرآن را مىنگاشتند آن چنان كه خواهد آمد؟! به اضافه سؤالات بسيارى ديگر كه در اين مختصر امكان طرح همه آنها نيست و با آنچه كه ذكر كردهايم طى فصول كتاب مىتوان بسيارى را دريافت.
دلايل تحريف قاصر است
روايات تحريف كه مورد استدلال قرار مىگيرند يا ممكن است مورد استدلال قرار گيرند از جهاتى چند قصور دارند:
[١] طبقات ابن سعد، ط صادر، ج ٣، ص ٣٥٤. و به نقل از او در قاموس الرجال، ج ٢، ص ٤٥٥.
[٢] تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٧٠.