حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٧ - اشاره اى به رأى شيعه در باب تحريف
است ...»[١] حتى «ابن حزم» از «سيد مرتضى» نقل مىكند كه: «سيد مرتضى هر كسى را كه معتقد بود قرآن تغيير يافته است يا بر آن افزوده شده است يا از آن كاسته شده است كافر مىدانست. و دو يارش: ابو القاسم رازى و ابو يعلى طوسى نيز چنين بودند»[٢].
در اين مورد «ابن مهنا (ره)» از علامه حلى مىپرسد: «... آيا نزد اصحاب ما صحيح است كه از قرآن چيزى كاسته شده است يا بر آن افزوده شده است و يا آن كه ترتيب آن بهم خورده است، يا آن كه هيچيك از اين موارد صحيح نيست؟» به اين سؤال علّامه (ره) جواب مىدهد: «حق آن است كه نه تبديل و تغييرى صورت گرفته است و نه تقديم و تأخيرى و نه زيادى و نقصانى. و پناه مىبريم به خداوند متعال از آن كه چنين اعتقادى كسى داشته باشد و يا مانند چنين اعتقادى كه باعث شك در معجزه رسول- سلام اللّه عليه- مىگردد معجزه منقول بالتواتر[٣]».
اما فضل بن شاذان (متوفى ٢٦٠ ه- ق) كه معاصر عدهاى از ائمه- عليهم السلام- بوده است اعتقاد اهل سنت به تحريف را محكوم مىكند و آن را از مطاعن اهل سنت مىشمرد[٤].
در فصل «إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» خواهد آمد كه امام حسن- ع- اعتقاد عدهاى را به تحريف قرآن «شنيع» دانسته و محكوم مىكند. اگر شيعه معتقد به تحريف قرآن بودند، نه فضل و نه ديگرى مىتوانست كس ديگرى را به خاطر اعتقاد به تحريف قرآن محكوم كند و پاسخ مىيافت كه: «پر كاهى را در چشم ديگران مىبينى اما كنده درخت را در چشم خودت نمىبينى!.» علاوه بر آن ما مىبينيم عمده فقها و علماى شيعه، تأليفات متعددى را در رد اعتقاد به تحريف قرآن پديد آوردهاند براى نمونه مىتوان به موارد زير اشاره نمود:
«شيخ مفيد، ابن شهرآشوب، سيد مرتضى، شيخ طوسى، ابن ادريس، سيد رضى، طبرسى، ابن طاووس، علامه حلى، بياضى، كركى، فتح اللّه كاشانى، خوئى، قاضى شوشترى، بهائى، تونى، شرف الدين فيض، حرّ عاملى، مجلسى، بلاغى، و ديگران كه مجال تتبع سخنانشان و بردن نامشان در اين مختصر نيست.»
[١] الوافى، ج ٥، ص ٢٧٣. كتاب اعتقادات صدوق، باب الاعتقاد فى مبلغ القرآن.
[٢] لسان الميزان، ج ٤، ص ٢٢٣. الفصل فى الملل و الاهواء و النحل، ج ٤ ص ١٨٢.
[٣] اجوبة المسائل المهنائيه، ص ١٢١.
[٤] رك: الايضاح فضل بن شاذان.