حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٧٥ - نمونه هاى روشن
٩- يا قرائت: «اولئك لهم نصيب ممّا اكتسبوا»[١] به جاى: «كسبوا ...».
١٠- شايد اسقاط «واو» قبل از «كذلك» در آيه شريفه: وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ[٢] از همين قبيل اشتباهات باشد.
١١- همين اسقاط «واو» قبل از «سارعوا» در آيه شريفه: وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ را هم بايد از اين گونه اشتباهات دانست[٣].
١٢- يا قرائت منسوب به ابن مسعود: اينما يوجه[٤] به جاى: «يوجهه» كه بايد آن را اشتباه ناسخ قلمداد كرد.
١٣- همچنين قرائت ابن عباس: «و ادكر بعد امه» به جاى: «امه» سهو ناسخ در آن دست داشته است[٥].
١٤- قرائت ابن مسعود و برخى ديگر: «و الذكر و الانثى» به جاى: «وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى» علقمه مىگويد: ابن مسعود آيه را به همين شكل از زبان پيامبر- ص- شنيده است. و ابو درداء مىگويد: «... من خودم آيه را چنين از زبان پيامبر اكرم- ص- شنيدم و اينان از پذيرش آيه ابا مىورزند»[٦].
ليكن ما آنچه را كه به علقمه و ابو درداء نسبت مىدهند قبول نداريم. شايد روات اين نسبت را به دروغ به آنها مىدهند. و يا شايد ابو درداء و علقمه واقعا همين را از پيامبر- ص- شنيده باشند اما در مقام تفسير آيه و سخن از آن. نه اين كه اين قرائت پيامبر- ص- بوده باشد.
١٥- و بالأخره از مجاهد و طاووس نقل است كه گفتند: عبد مملوك نبايد به موهاى زن مولاى خود نگاه كند. در بعضى قرائات است كه گفت: و ما ملكت ايمانكم، الذين لم
[١] همان مدرك، ص ٢٤. به نقل از: المصاحف، ص ٧٥.
[٢] همان مدرك، ص ٢٣. به نقل از: المصاحف، ص ٥٦.
[٣] التمهيد في علوم القرآن، ج ٢، ص ١٤. به نقل از: التحبير، ص ٩٩. و الكشف عن وجوه القراءات، ج ١، ص ٣٥٦
[٤] مجمع الزوائد، ج ٧، ص ١٥٥ به نقل از: طبرانى.
[٥] صحيح بخارى، ج ٣، ص ١٣٩. و ج ٢، ص ١٩٧. مسند احمد، ج ٦، ص ٤٤٩ و ٤٥١ صحيح مسلم، ج ٢، ص ٢٠٦. الجامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ١٩١. الكشاف، ج ٤، ص ٧٤١. البرهان زركشى، ج ١، ص ٢١٥. محاضرات الادباء، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٣٤. النشر، ج ١، ص ١٤ و ٢٦. الاتقان، ج ١، ص ٤٦ و ٧٦. فتح البارى، ج ٩، ص ٢٥. الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٥٨ به نقل از: بعضى منابع بالا و به نقل از:
سعيد بن منصور، نسائى، عبد بن حميد، ابن جرير، ابن المنذر، ابن مردويه، و ديگران. و اكذوبة تحريف القرآن، ص ٢٧. به نقل از: بعضى منابع مذكور در بالا و به نقل از: جامع الاصول، ج ٣، ص ٤٩.
[٦] الفائق، ج ١، ص ٥٨.