حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٣٠٣ - ابن مسعود و معوذتين
ثالثا: قرآن مهمترين هدف تبليغى پيامبر محسوب مىشود و محور دعوت اسلامى است و اساس انديشه امت واحده است. و اگر فرض شود پيامبر- ص- هر چيز ديگرى را فراموش كند، نمىتوان كمترين احتمالى داد كه حضرت آنچه را كه با دعوت وى پيوند نزديكى دارد فراموش كند.
و اين كه فرض كنيم، پيامبر- ص- آيات را ابلاغ كرده بود و صحابه آنها را حفظ نموده بودند و آنها را مضبوط ساخته بودند[١] صرفا يك احتمال بدون دليل است و تير در تاريكى انداختن مىباشد. بلكه همين روايات- به استثناى روايت توبيخ ابى بن كعب درباره تذكر ندادن به انداختن آيهاى از سوره مؤمنين- تصريح مىكند كه پيامبر آيه يا آياتى را فراموش كرده بود. و هيچ اشارهاى به اين كه اين فراموشى قبل از ابلاغ آيات يا بعد از آن صورت گرفت ندارد. وانگهى در همين روايت هيچ دلالتى وجود ندارد كه شخص قارى آيهاى را خواند كه پيامبر فراموش كرده بود- آن طور كه حضرات ادعا مىكنند[٢]- بلكه احتمال دارد پيامبر- ص- با شنيدن آيه مقروء به ياد آيه ديگرى افتاده بود كه مناسبتى با اين آيه داشت. و اين كار صرفا از باب تداعى معانى صورت گرفته بود. از همه اينها گذشته معناى نسيان و فراموشى آيات توسط پيامبر- ص- التفات نداشتن به عمل به مقتضاى آيات بوده است و آن كه پيامبر توجهى به نتيجه مطلوب از عمل به آيات نداشته است نه نسبت به ديگران و نه خود و اين مطلبى است كه هيچ خردمندى به آن تن نمىدهند.
ابن مسعود و معوذتين
ادعا مىشود كه ابن مسعود سوره «فلق» و «ناس» را از قرآن نمىدانست و آنها را از مصاحف پاك مىكرد[٣] درباره ادعاى فوق بايد بگوئيم.
[١] مباحث فى علوم القرآن، ص ١٣٥.
[٢] همان مدرك.
[٣] رك: صحيح بخارى، ج ٣، ص ١٤٤. مشكل الآثار، ج ١، ص ٣٣ و ٣٤. مسند احمد، ج ٥، ص ١٢٩ و ١٣٠ با اسانيد متعدد. تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٥٠. بحار، ج ٨٩، ص ٣٦٣ و ٣٦٤ به نقل از: قمى.
المعتصر من المختصر، ج ٢، ص ٢٥١. التفسير الكبير/ رازى، ج ١، ص ٢١٣. الاتقان، ج ١، ص ٦٥ و ٧٩ و ٨٠ و ٦٤. ارشاد السارى، ج ٧، ص ٢٤٢. تفسير الصراط المستقيم، ج ١، ص ٤١٥. فواتح الرحموت در حاشيه المستصفى، ج ٢، ص ٩. فتح البارى، ج ٨. ص ٥٧٠- ٥٧٣. مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٦٨. الفقه على المذاهب الاربعة، ج ٤، ص ٢٥٨. كنز العمال، ج ٢، ص ٣٥٦ و ٣٥٧ به نقل از: احمد، حميدى، بخارى، مسلم، ابن حبان، دار قطنى، در: الافراد. الدر المنثور، ج ٦، ص ٤١٦ به نقل از منابع بالا و: بزار، طبرانى و ابن مردويه. مجمع الزوائد، ج ٧، ص ١٤٩ و ١٥٠ به نقل از: منابع بالا، الجامع لاحكام القرآن، ج ٢٠، ص ٢٥١. محاضرات الادباء، ج ٢، ص ٤٣٤. الايضاح/ ابن شاذان، ص ٢٢٩ و ٥٧. الفهرست ابن نديم، ص ٢٩. كشف الاستار به نقل از مسند بزار، ج ٣، ص ٨٦. شرح الشفاء/ قارى، ج ٢، ص ٣١٥.
اكذوبة تحريف القرآن، ج ٢٨ به نقل از: برخى منابع بالا. و به نقل از مصحف ابن ابى شيبه، ج ١٠، ص ٥٣٨. و روح المعانى، ج ١، ص ٢٤.