حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٨ - افتراى رسوا
با اين بيان، دروغ گفتههاى زير آشكار مىشود: «متقدمين و متأخرين شيعه بر تحريف قرآن اتفاق نظر دارند و قرآن را تغيير يافته و كاسته شده مىدانند»[١]. اين ادعا دليل عدم تقواى گوينده و كمى دين او مىباشد.
افتراى رسوا
عدّه ديگرى مىخواهند جنايت ديگرى را به شيعه نسبت دهند و بگويند: شيعه خلفاى ثلاثه: ابو بكر، عمر و عثمان را متهم به تحريف قرآن مىكنند و معتقدند كه خلفاى ثلاثه آيات نازله در شأن اهل بيت- عليهم السلام- را از قرآن حذف كردهاند[٢]. در صورتى كه قبلا سخن «صدوق» و ديگران را درباره رأى عموم شيعه پيرامون اين مسئله بيان كرديم، بلكه گذشت كه بعضى از بزرگان علماى شيعه كسى را كه قائل به تحريف قرآن بود تكفير مىكردند.
بزرگان شيعه براى اثبات مصونيت قرآن از تحريف، به دلايل قاطع و براهين روشنى استدلال مىكنند كه حتى به خيال اين گونه تهمت زنندگان نمىرسد. و به ذهن هم سلكان آنان هم خطور نمىكند. شيعه و علماى شيعه كه روش استدلال استوار و متين را به وجود آوردند و استدلال درست را به ديگران آموختند، نيازى به اين تشبثات ندارند و براى اثبات حقانيت خود، لازم نمىدانند مسائلى از قبيل تحريف قرآن را پيش كشند. به اضافه آن كه شيعه معتقد است، حقانيّت اهل بيت- عليهم السلام- آن چنان آشكار است كه عذرى را براى كسى باقى نمىگذارد. هم چنان كه شيعه معتقد است نيازى به تصريح نام ائمه در قرآن نبوده است. خود ائمه تصريح كردهاند بر عدم ذكر نام على- عليه السلام- در قرآن و علت آن را هم ذكر نمودهاند كه روايات مربوط به اين مطلب- ان شاء اللّه- در همين كتاب خواهد آمد و اگر واقعا نام ائمه در قرآن بود مىبايد على- عليه السلام- اعتراض كند و جنايت حذف آياتى از قرآن را آشكار كند. و در روز سقيفه با همين آيات بر حقانيت خودش استدلال كند. چون كه تحريف به فرض وقوع پس از ماجراى سقيفه صورت گرفته است.
[١] الشيعة و السنة، ص ١٤٠ و ١٥١ و نيز رك: الفصل فى الملل و الاهواء و النحل، ج ٢، ص ٨٠.
[٢] مختصر التحفة الاثنى عشرية، ص ٣٠ و ٣١. و قرآن بلا شير، ص ٣٥.