حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٥٤ - نسخ پس از وفات پيامبر(ص)
بسيار مىباشند.
نسخ پس از وفات پيامبر (ص)
معناى موارد بالا و نتيجه آنها آن است كه نسخ ادعايى- اگر شامل اين موارد هم باشد- پس از وفات پيامبر- ص- رخ داده است. و اين مطلبى است مردود و علماى بزرگ با ادله قاطع آن را رد كردهاند. و اين نوع نسخ عينا همان تحريف است و فرقى با آن ندارد. در صورتى كه خود حضرات ديگران را متهم مىكنند كه به دروغ نسبت تحريف به قرآن مىدهند زيرا معنا ندارد آيهاى تا پس از وفات پيامبر اكرم- ص- باقى مانده باشد و مورد قرائت و عمل قرار گرفته باشد بعد اين آيه از بين برود و فراموش گردد. اين دقيقا تحريف است.
سرخسى در اين مورد مىگويد. «اين نوع نسخ مورد قبول مسلمانان نمىباشد و مسلمانان آن را جايز نمىدانند. برخى از ملحدين كه به ظاهر، اسلام را پذيرفتهاند و قصد افساد دارند اين نوع نسخ را حتى پس از وفات پيامبر- ص- جايز مىدانند. و در اين باره آيه مروى از ابو بكر را دليل قرار مىدهند: «لا ترغبوا عن آبائكم، فانه كفر بكم ...».
سپس سرخسى موارد ديگرى را ذكر مىكند از جمله: آنچه ادعا مىشود درباره ماجراى «بئر معونه» نازل شده است آيه رجم و بزرگتر بودن سوره احزاب از بقره يا تساوى هر دو سوره از نظر مقدار.
و در ادامه سخن مىگويد: «... به تحقيق ثابت شده است كه: بعد از وفات پيامبر اكرم- ص- هيچ بخشى از شريعت نسخ نشده است. و ما اگر نسخ را در پارهاى از آنچه بر پيامبر وحى شده است جايز بدانيم بايستى در تمام آنچه كه وحى شده نيز اين احتمال را بدهيم. و نتيجه آن باقى نماندن چيزى از وحى مىگردد در حالى كه هنوز تكليف باقى است و چه ادعايى از اين سخيفتر؟! و هركس باب اين عقيده نادرست را بگشايد هيچ تضمينى نمىتواند بدهد كه تمام يا برخى از اعمال ما مخالف شريعت پيامبر نباشد؛ زيرا چه بسا خداوند پس از پيامبر آن احكام را نسخ كرده باشد و به مردم خلاف شريعت رسول اللّه- ص- را الهام كرده باشد»[١].
[١] اصول سرخسى، ج ٢، ص ٧٨ و ٧٩. اكذوبة تحريف القرآن، ص ٣٧. و التمهيد في علوم القرآن، ج ٢، ص ٢٨٠.