حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٩٢ - اضافاتى كه در تفسير آيات آمده اند
و تفاسير آنها- ايمن بودند. و گاهى اين تفاسير را در كنار آيات مىنگاشتند»[١].
«سيوطى» مثالهاى چندى ذكر مىكند. علاقهمندان مىتوانند به كتاب «الاتقان»[٢] مراجعه كنند. ما نيز بزودى نمونههايى را ذكر خواهيم كرد.
«قرطبى» در اين باره مىگويد: «... آنچه از صحابه روايت شده است كه آنان چنان و چنان مىخواندند از باب تفسير و بيان بوده است[٣]». و گاهى آيات با تفسير آنها آميخته شده موجب اشتباه مىشد. سيوطى نقل مىكند كه: ابن زبير آيه را چنين تلاوت كرد: وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ (و يستعينون باللّه على ما اصابهم)».
عمرو مىگفت: نمىدانم آيا قرائت ابن زبير چنين بوده است يا آن كه تفسير وى است؟!. سيوطى ادامه مىدهد: ابن الانبارى آيه بالا را به همين ترتيب ذكر كرده و جزما مىگويد كه اين، تفسير ابن زبير است نه قرائت خاص وى[٤] از مورد بالا و موارد ديگر بر مىآيد كه نوشتن تفسير در كنار آيات و همراه آنها از صدر اسلام آغاز شده است.
و غير از مصحف امير المؤمنين كه تنزيل و تأويل آيات در كنار آنها نوشته شده بود- تفصيل آن خواهد آمد- مورد ديگرى را عامر شعبى چنين نقل مىكند: مردى مصحفى نگاشت و در كنار هر آيه تفسير آن را هم قرار داد. عمر مصحف را خواست و با مقراض آن مصحف را قطعهقطعه كرد[٥].
بهر حال از اين مطلب بگذريم. در اينجا ما مواردى از آميختگى تفسير با آيات را مىآوريم:
١- سعد بن ابى وقاص مىخواند: «و له اخ و اخت (من ام) فلكلّ واحد منهما السّدس». به نظر راغب. سعد آيه را چنين خواند: «فان كان له اخ و اخت (من ابيه)[٦]» «سيوطى»
[١] النشر، ج ١، ص ٣٢. و الاتقان، ج ١، ص ٧٧.
[٢] الاتقان، ج ١، ص ٧٧.
[٣] الجامع لاحكام القرآن، ج ١، ص ٨٦.
[٤] الاتقان، ج ١، ص ٧٧ به نقل از: سعيد بن منصور و ابن الانبارى.
[٥] كنز العمال، ج ٢، ص ٢٠٤ به نقل از: ابن ابى شيبه.
[٦] البرهان زركشى، ج ١، ص ٣٣٧. مناهل العرفان، ج ١، ص ١٤٠. محاضرات الادباء، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٣٤. و الاتقان، ج ١، ص ٧٧. و النشر، ج ١، ص ٢٨.