علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٦ - بررسی مصداق «دابة الارض» در روایات فریقین
بر طبق اخبارى كه از طریق اصحاب ما نقل شده، «دابة الارض»، كنایه از حضرت مهدى صاحب الزمان٤ است.
در این میان علامه طباطبایی مینویسد:
از آنجا كه كلمۀ «دابه»، به معنای جنبنده، به هر صاحب حیاتى اطلاق مىشود كه در زمین راه مىرود، مىتواند انسان باشد و مىتواند حیوانى غیر انسان باشد. در کلام خدای تعالی به چیزى كه بتواند این آیه را تفسیر كند، دست نیافتیم و سیاق آیه بهترین دلیل است بر این که قصد ابهامگویی بوده است.
ایشان در ادامه میافزاید:
از آنجا که مفسران در مفردات آیه دقتهای بیش از حد نمودهاند، در معناى آن چیزهای غریب و شگفتی آوردهاند و در اینباره اقوال زیادی است كه به هیچیک آنها نمىتوان اعتماد كرد... .[١]
در ظاهر، سخن علامه به معنای عدم پذیرش و دست کم، عدم اعتماد به روایات مطرح شده است.
گروهی بر این باورند که مراد، انسانى است بسیار فعال، ترسیمکننده خطوط حق و باطل، مؤمن و منافق و كافر، انسانى است كه در آستانه رستاخیز ظاهر مىشود و خود یكى از آیات عظمت پروردگار است.[٢] در مجموع، از جمع مفسران معاصر، بیشتر آنان از اظهار نظر در این باره امتناع کردهاند.
٣. مخالفان
از سوی دیگر، معدودی از مفسران شیعه هم، به شدت با این مسأله برخورد نموده و مینویسند:
برخی از دروغگویان جاهل بر این گمان هستند که دابه حضرت علی٧ است (پناه بر خدا)، چگونه از علی٧ به دابه یاد میکنند، که وی افضل مردم، پس محمد٦ است و هر کس که چنین ادعایی کند، جاهلی خریف است و خود وی «دابة الارض» است.[٣]
دیدگاه مفسران اهل سنت
چنانکه از روایات عامه نیز برمیآید، نزد تعدادی از مفسران سنی مذهب، مراد از دابه، حیوانی با مشخصات ویژه و خارق العاده است که خداوند آن را در آخرالزمان بیرون میآورد و آنان روی این مشخصه ـ که وی از جنس انسان نیست ـ تأکید میورزند.
اما مفسران دیگری، ضمن اعتراف به مراتب علم و دانش امیر مؤمنان٧، اطلاق دابه را بر آن حضرت، نوعی اهانت تلقی نموده و میگویند:
اگر واژۀ دابه در بارۀ انسان و عالمی چون وی به کار رفته باشد و قرآن کریم از بردن نام آن شخص به تعبیری از قبیل دابه روی آورده باشد، چنین کاربردی از عرف فصیحان و بلیغان به دور و با تکریم عالمان ناسازگار است و این روش عقلایی به نظر نمیآید.[٤]
[١]. رشحات البحار، ص٤ ـ ٥.
[٢]. التبیان، ج٨، ص١٢٠.
[٣]. مجمع البیان، ج٧، ص٣٦٥.
[٤]. روض الجنان، ج١٥، ص٧٥.