علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٩ - معناشناسی «راسخان در علم» با تأکید بر کاربرد روایی
١. بررسی لغوی
خلیل بن احمد مینویسد:
رسخ الشیء رسوخاً إذا ثبت فی موضعه... کالحبر یرسخ فی الصحیفة و العلم یرسخ فی القلب، و هو راسخ فی العلم داخل فیه مدخلاً ثابتاً، و الراسخون فی العلم یقال هم المدارسون؛[١]
وقتی چیزی در جای خود ثابت و استوار شود، میگویند: «رَسَخَ الشّیءُ»؛ مانند جوهر که در کاغذ نفوذ میکند و ثابت میماند و دانش که در دل ثابت میشود. او در علم راسخ است، یعنی بهگونهای ثابت و استوار در دانش وارد شده است. و «راسخان در علم» در بارۀ کسانی گفته میشود که اهل درس و مطالعه و تحقیقاند.
معنای فوق را دیگران نیز آوردهاند.[٢]
ابن فارس نیز مینویسد:
أصل واحد یدلّ علی الثبات و کل راسخ ثابت؛[٣]
راء، سین، و خاء دارای ریشۀ واحدی، حاکی از معنای ثابت و قرار گرفتن است و هر راسخی، ثابت و استوار است.
راغب نیز چنین میافزاید:
و الراسخ فی العلم المتخلّق به الذی لا یعرضه شبهة فالراسخون فی العلم هم الموصوفون بقوله تعالی: الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا... ؛[٤]
راسخ در علم کسی است که به علم و دانش آراسته شده و شبههای بر او عارض نمیشود. پس راسخان در علم کسانی هستند که در آیۀ دیگر چنین معرفی شدهاند که به خدا و رسولش ایمان آورده و سپس شک و ریب دچار نشدهاند.
در بیانات فوق، افزون بر ریشهشناسی لغوی، دیدگاه تفسیری خاصی را نیز میبینیم. اما آنچه فقط به ریشهشناسی لغوی مربوط است، همان معنای ثبات و قرار گرفتن بدون تزلزل و تعدّی از حد و حریم خاص است.
قرطبی نیز براساس همین کاربرد، در کنار کاربردهای دیگر، این واژه را از اضداد شمرده است.[٥]
به نظر میرسد، با توجه به آنچه نقل شد، میتوان دریافت که این واژه حاوی دو وجه ایجابی و سلبی است. وجه ایجابی آن، حاکی از نفوذ و تعمیق راسخان، در حریم دانش و موصوف شدن به علم و شناخت
[١]. كامل الزيارات؛ بحار الأنوار، ج٩٨، ص١٠٣.
[٢] استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
[٣]. ترتیب العین، ج١، ص١٢٧ و ١٢٨ و ٦٧٥.
[٤]. ر.ک: القاموس المحیط، ج١، ص٥١٤؛ تاج العروس، ج٧، ص٢٥٧.
[٥]. ترتیب مقاییس اللغه، ص٣٧٤.