١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٩ - بررسی و بازیابی کتاب مفقود «الخصائص العلویة»

نطنزی با بزرگان و صاحب منصبان مراوده داشت و نزد ایشان از اعتبار برخوردار بود.[١] او قصیده‌ای در ١٦٠ بیت در مدح معین الدین وزیر سلطان سنجر سرود. در بغداد چون به ابو سعد بغدادی، مقدار ده درهم پول قرض داد، به خدمت سلطان مسعود بن محمد رسید و موضوع را به وی بازگفت. سلطان نیز پانصد دینار به نطنزی داد تا به ابو سعد دهد؛ هر چند ابو سعد این مبلغ را نپذیرفت.[٢]

نطنزی همچنین در اصفهان موقعیت ویژه‌ای داشت و با صرف هزینه هنگفتی به تأسیس کتابخانه بزرگی در این شهر اهتمام کرد. عماد کاتب ـ که در سال ٥٤٩ق، و چند سال پیش از مرگ نطنزی او را در اصفهان دیده ـ وی را دارای شوکت و برتر از همردیفان خود یافته است. ابن شهر آشوب، پس از نام وی، واژه «قاضی» را آورده[٣] و حموی نام او را با واژه «حاکم الدین» همراه کرده است[٤] که نشان می‌دهد وی عهده‌دار منصب قضاوت نیز بوده است.

ولادت وی در سال ٤٨٠ق، به بعد در اصفهان بود[٥] و درگذشتش، به نوشته ذهبی، محرم سال ٥٦١ق، ثبت شده است.[٦] صفدی مرگ او را حدوداً در سال ٥٥٠ق، نوشته است.[٧] یاقوت حموی مرگ او را سال ٤٩٠ق، دانسته،[٨] که صحیح نیست و با مرگ جد وی ـ که در آن تاریخ درگذشته ـ اشتباه شده است. اسماعیل پاشا نیز در ایضاح المکنون، به اشتباه، مرگ وی را سال ٨٠٤ق، نوشته[٩] که صحیح نیست و روشن نیست اطلاعات چه کسی را با وی آمیخته است.

مذهب

سمعانی در شرح حال جد وی تصریح می‌کند که وی از اهل سنت و جماعت و دوستدار ایشان بوده است،[١٠] اما در بارۀ مذهب خود نطنزی، گزارشی ارائه نمی‌دهد. البته اگر در این زمینه تغایری بود، باید ذکر می‌شد. ابن شهر آشوب در معالم العلماء او را «عامی» مذهب توصیف کرده است.[١١] ابن طاووس
نیز وی را از نیکوترین علمای اهل سنت و از جمله راویان احادیث ایشان معرفی کرده است.[١٢]
علامه حلی در قسم دوم خلاصة الأقوال (قسم ضعفا)، از نطنزی یاد کرده و او را عامی مذهب نوشته است.[١٣] به همین منوال، ابن داود نیز او را عامی مذهب دانسته است.[١٤]


[١]. سمعانی نام وی را «محمد بن علی بن ابراهیم نطنزی» و عماد اصفهانی «محمد بن علی بن محمد نطنزی» نوشته و کنیه وی را ابو الفتح ثبت کرده‌ا‌ند. ابن شهر آشوب (م ٥٨٨ق)، در المناقب ـ که بیشترین روایت را از نطنزی نقل کرده ـ نام و کنیه او را «ابو عبد الله محمد بن احمد نطنزی» نوشته است. ابن طاووس، همچون سمعانی و عماد کاتب او را «ابو الفتح محمد بن علی کاتب اصفهانی نطنزی» دانسته است.

[٢]. فرائد السمطین، ج١، ص٣٧٤.

[٣]. خریدة القصر، ج٧، ص٢٨٣.

[٤]. أنساب سمعانی، ج٣، ص١٤ مدخل ذو البیانین.

[٥]. همان، ج٥، ص٥٠٥.

[٦]. خریدة القصر، ج٧، ص٢٨٤.

[٧]. الیقین، ص٤٦٩.

[٨]. أنساب سمعانی، ج٥، ص٥٠٦.

[٩]. معجم الادباء، ج٥، ص٢٦٦٥.

[١٠]. بغیة الطلب، ج٦، ص٢٦٨٣و ٢٦٩١.

[١١]. الوافی بالوفیات، ج٤، ص١٦٢.

[١٢]. خریدة القصر، ج٧، ص٢٨٤-٢٩٣.

[١٣]. تاریخ الاسلام، ج٣٩، ص١٠٧.

[١٤]. تذکرة الحفاظ، ج٤، ص١٢٨٥.