علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٢ - بنمايههاى غيبت امام عصر٤ در روايات
طبیعى است که از بیانات رمزگونه و اشارهاى، تصورى درست و یا تصدیقى منطقى براى مخاطبان حاصل نمىشود. بیان اجمالى در سدۀ اول، تنها به جهت آشنایى و ایجاد خراشهاى ذهنى در اذهان بزرگان شیعه بوده است.
ب. در نیمۀ اول سدۀ دوم
با توجه به حوادث سیاسى، ناآرامىها و...، انتظار قیام قائم آل محمد در میان شیعیان شکل
گرفت. صادقین٨ از فرصت پیش آمده براى معرفى قائم خوب استفاده کردند. در لابهلاى
معرفى مهدى، به پیش آمدهاى قبل و بعد از قیام نیز پرداخته شد، که از آن جمله مسألۀ غیبت و زوایاى ناپیداى آن است.
اگر چه روایات متعدد این دو امام نشان از شیوع مسألۀ غیبت دارد، اما همچنان به عنوان یک سرَّ درون گروهى است که نباید فاش شود.
از شیوۀ تعامل راویان این دوره مىتوان دریافت که نگاه آنان از یک تصور اجمالى از غیبت فراتر رفته است، ولى هنوز تا در تفصیلى آن فاصله دارند.
ج. در نیمۀ دوم قرن سوم
با زندانى شدن امام کاظم و دور از دسترس بودن ایشان، مىرفت که شیعه، به تدریج، با غیبت آشنا شود و نه تنها دانشمندان بزرگ عصر امام کاظم و امام رضا از مسألۀ غیبت آگاه بودند، بلکه بخشهایى از عموم شیعیان نیز با مسأله ضرورت غیبت قائم آشنا شده بودند.از گزارشها چنین بر مىآید که امام رضا حتى در جلسات عمومى در خراسان ـ که حتماً جاسوسان حکومتى هم حاضر بودهاند ـ از مهدى، قیام و غیبت ایشان سخن به میان آوردهاند.
با توجه به ادعاى باطل واقفیان، در این دوران، غیبت امام کاظم، زمینۀ خوبى براى نشر روایات صحیح غیبت توسط اندیشمندان امامیه پیش آمد.
د. در دوران ائمۀ متاخر: (نیمۀ اول سدۀ سوم هجرى)
بخش قابل توجهى از جامعه شیعه به خوبى با مسألۀ غیبت آشنا شده بودند.روایات این دوران شیعه را براى غیبت آماده مىکند و «غیبت» را بسیار «قریب الوقوع» معرفى مىکند.
بیانات متعدد امام هادى کاملاً مبین آن است که غیبتى در راه است و آن پس از امامت امام بعدى است، و آن حضرت در برهههاى مختلف از غیبت جانشینِ جانشینش سخن مىگفت.
در دوران امام عسکرى شیعیان فهیم خود به این نتیجه رسیده بودند که امام نباید در مرآ و منظر عموم باشد؛ چه اینکه ائمۀ متأخر، همگى، در سنین جوانى به شهادت رسیدهاند و از سوى دیگر،
شیعه آموخته که مىتواند بدون حضور ظاهرى امام آموزههاى دینىاش را از وکیلان و عالمان
دینى بیاموزد.
بنا بر این، با توجه به آمادهسازىهاى ائمه، پس از شهادت امام حسن عسکرى٧ و وقوع غیبت، جامعۀ شیعه، بدون هیچ تزلزل جدى و انشعابات متعدد، به خوبى غیبت را پذیرفت.