١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٨ - دفاع از هشام بن حکم

امام صادق٧ برای او دعا کرد که همواره مؤید به روح القدس است.

هشام از بزرگان اصحاب امام صادق٧ است و امام برای او دعا کرد که تا وقتی با زبانش به اهل بیت یاری می‌رساند، مؤید به روح القدس خواهد بود و این مرتبه‌ای بزرگ است که کسی جز مخلصون بدان نایل نمی‌شوند؛ یعنی کسانی که به مرتبۀ بالایی از معارف الهی رسیده‌اند و ممکن نیست کسی که به تشبیه و تجسیم شناخته می‌شود، بدان متصف شود.

گسترش کلام و پیراستن مذهب و دفاع علامه از او در مقابل شبهات

هشام از کسانی است که کلام را در امامیه گسترش داد و مذهب را از شبهات پیراست. این عبارت را ابن ندیم و علامه حلی نقل کرده‌اند. کسی که به مرحلۀ پیراستن مذهب در علم کلام می‌رسد، در بارۀ او مجسّم اطلاق نمی‌شود، بلکه او کسی است که غبار شبهات را ـ که یکی از آنها تجسیم است ـ از
مذهب می‌زداید.

از این رو، این عبارت علامه را می‌یابیم که به سخنش اضافه کرده است:

روایات دیگری نیز در مدحش وارد شده و به خلاف آن هم روایاتی نقل شده که ما در کتاب بزرگمان آنها را نقل کرده‌ایم و جوابشان را نیز داده‌ایم. این مرد در نزد من شأنی عظیم و جایگاهی رفیع دارد.

پس علامه از او در کتابش - که با نام بزرگ از آن یاد کرده است - از هشام دفاع کرده و به اتهام‌های بی‌اساس نسبت به هشام پاسخ گفته است و سپس از او با عنوان عظیم الشأن و رفیع المنزلة یاد کرده است.

این شهادت دوم از سوی علامه حلی نسبت به سلامت عقیدتی هشام است که او را دارای شأن و جایگاهی رفیع می‌داند.

اتهام‌زنی برقی و دفاع ابن داود حلی

برقی هشام را متهم می‌کند که او از اصحاب دیصانی زندیق است، اما این اتهام را ابن داود دفع می‌کند و می‌گوید:

اعتقادات او معلوم است و ستایش‌های اصحاب در خصوص او متواتر است. شاگرد زندیق بودن او دلیلی بر پیروی او از زندیق نیست؛ زیرا حکمت را هر جا یافتی، باید اخذ کنی و قول برقی ـ که او را از مجسمه می‌داند ـ بی‌ارزش است و احتمال دارد این سخنان به ابو شاکر برگردد، نه هشام.

پس کسی که عقیده‌اش نزد شیعه معلوم است و ستایش‌های علما در بارۀ صحت اعتقاداتش ـ که از جملۀ آنها نظریات کلامی اوست ـ متواتر است، دیگر سخنان برقی درباره‌اش اعتباری ندارد؛ زیرا تلازمی نیست میان آن که او شاگرد زندیق بوده و این که دیدگاه‌های ابو شاکر را پذیرفته است؛ چرا که حکمت را هر جا یافتی، باید تحصیل کنی.