علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١ - سرمقاله
و منها ما أخبر به العالم ـ الامام ـ على ما عرف من طبع السائل و لم یعتد موضوعه إذ کان أعرف بطبعه منه؛[١]
اعتقاد ما در خصوص روایاتی که در موضوع طب وارد شده، این است که آن روایات چندگونهاند: برخی از آن روایات، متناسب با شرایط زیستی مکه و مدینه بیان شده است و روا نیست که در سایر مناطق آب و هوایی به کار رود. برخی دیگر از آن روایات، سخنانی است که امام با اطلاع از وضعیت جسمی و روحی سؤال کنندۀ بیان فرمود و اشارهای به موضوع آن نکرده، زیرا که او از طبع سؤالکننده آگاهتر از خود اوست.
٤. تفکیک اوامر، به ارشادی و مولوی
اصطلاح ارشادی و مولوی، در کتب اصول فقه، در دورۀ اخیر، رواج یافته است؛ ولی علامه میرزا ابو الحسن شَعرانی، با مطرح کردن آن، به برخی از نمونهها و آثار فقهی آن، اشاره میکند. وی در کتاب المدخل إلی عذب المنهل مینویسد:
التکلیف الإرشادی هو ما لا یترتب علی ترکه تبعة إلا عدم حصول الفائدة الذاتیة فی الفعل، و المولوی هو ما یترتب علیه مع ذلک تبعة اخری من حیث مخالفة الأمر... و مما یناسب ذکره أن علان الکلینی خال الشیخ أبی جعفر صاحب الکافی استجاز الناحیة فی الحج، فلم یؤذن له فخرج و قتل، و ربما یستشکل فیه انه کیف وثقه أهل الرجال مع هذا العصیان، و الجواب أن النهی کان إرشاداً.
و الأمر المولوی فی اصطلاح بعض الفقهاء یسمی تعبداً فتتبع.
و إذا دار الأمر الشرعی بین کونه إرشاداً أو تعبداً حمل علی التعبد، فإن الشارع یأمر من حیث إنه شارع، و ذلک کالمنع عن الوضوء بالماء المشمس و الأمر بغسل الید قبل الاغتراب من الاناء للوضوء. فراجع جامع المقاصد و الروضة. و قد یقوم قرائن علی کونه إرشادیاً مثل أن الدم إذا ظهر مطوقاً علی الکرسف فهو من العذرة و مثل ما ورد فی حدیث علی بن أبی حمزة اذا بقی أثر دم الحیض فی الثوب اصبغیه بمشق حتی یختلط و یذهب، و مثل الأوامر الواردة بأکل بعض الفواکه و الأطعمة لخواص فیها. و مما یشتبه الأمر فیه عندی ما ورد فی أن الدم إذا خرج من الأیمن فهو من قرحةٍ، و مقتضی الاعتبار أن الدم إذا خرج من جانب بالخصوص فهو من القرحة و ان خرج من جمیع النواحی فهو حیض. و لفظ الأحادیث هنا مختلف، ففی بعضها أنه إن خرج من الأیسر فهو من القرحة، و فی بعضها من الأیمن، و منها ما ورد فی سن الیأس أنه خمسون إلا فی القرشیة فستون، و فهم کثیر من الفقهاء، منه الإرشاد علی ما أظن، لأنهم حکموا بأن حد الیأس فی النبطیة أیضاً ستون مع أنه لم یرد فیها نص فکأنه تحقق لدیهم بالتجربة و التواتر أنها تحیض بعد الخمسین، و الحیض موضوع عرفی معلوم للناس کالمنی و البول و الغائط، و إذا تحقق
[١]. الاعتقادات، ص٨٩ ـ ٩١؛ بحار الأنوار، ج٥٩، ص٧٤.