یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٥٥
با عدم توجه به خیر و مصلحت دیگران است به خلاف حقوق موضوعه.
حقوق فطری جنبه عقلی دارد و به حقوق شکل فلسفی میدهد:
١٦. در حقیقت نظریه حقوق فطری را باید نظریه حقوق عقلی نام نهاد، زیرا فقط مطابق این نظریه است که میتوان به قضایای بدیهی عقلی و اصول متعارفه در باب حق [قائل شد] و در نتیجه میتوان علم حقوق را یک علم عقلی و فلسفه- ولو فلسفه عملی نظیر اخلاق- دانست، اما با انکار حقوق فطری علم حقوق یک علم وضعی است نظیر علم فقه.
در کتاب تحولات حقوق فطری، صفحه ٢٥ میگوید:
برای تحکیم مبانی حقوق بشری باید با کمال دقت صحت اساس آن را روشن نموده ثابت کرد که حقوق مزبور قضیه مسلّم و بدیهی عقلی است ...
در صفحه ٢٦ مینویسد:
کارها و خدمات شایانی را که این مکتب (مکتب حقوق فطری) به عالم حقوق انجام داده نمیتوان از نظر دور داشت. مکتب نامبرده حقوق اساسی را بنا نهاد، اصول و مبانی حقوق بین الملل عمومی و خصوصی را وضع کرد، در تعدیل قوانین کیفری تشریک مساعی نموده است ... نظریات این مکتب در افکار اقتصادیون آن دوره نیز بیتأثیر نبوده و فیزیوکراتها که پیشروان آزادی اقتصادی در قرون جدید میباشند مبانی اصول خود را از قوانین طبیعی این مکتب فرا گرفتهاند.
حقوق طبیعی براساس نظم طبیعی استوار شده:
اساس عقاید پیروان مکتب حقوق فطری بر روی نظم طبیعی استوار شده و به نظر آنها قواعد واصول تغییرناپذیری در جهان وجود دارد که بر تمام قوانین موضوعه مقدم بوده مجموع آنها حقوق عام و تغییرناپذیری را تشکیل میدهد که حقوق فطری