یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٩
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤٢٩
آنچنانکه در باب لذت و رنج چنین است.
آیه قرآن میفرماید: آن که هرچه را آفرید نیک و زیبا آفرید. و هم میفرماید: پروردگار ما آن است که به هر چیزی آفرینش خود او را به او داد، مثلًا زمان را آفرید نه اینکه اول یک قلمبه آفرید بعد کش داد تا زمان شد یا مثلًا دایره آفرید نه اینکه چیزی که در ذات خود گرد نبود او را گرد کرد و شد دایره، نه. این است معنی جمله معروف بوعلی: ما جعل اللَّه المشمش مشمشاً بل اوجدها.
اما [١] پیوستگی بعضی امور خودشان با یکدیگر، این بر دو قسم است. یکی اینکه یکی اگر نبود دیگری مقام و موقع خود را نداشت مثلًا اگر کودن نبود باهوش هم نبود، اگر همه مردم نابغه بودند نابغهای نبود، اگر همه یوسف زیبا بودند یوسفی هم در دنیا جلوه نداشت، اگر همه باشخصیت و بااراده و عابد درجه اول بودند قهرمان وجود نمیداشت، همچنانکه اگر دره نبود کوه وجود نداشت یعنی کوه کوه نبود؛ یعنی هریک از زیبایی و نبوغ و قهرمانی و پهلوانی، خوشرنگی، آدم خوب و متقی، سلامت، آزادی، مساوات خواهی، فقط در مقارنه، جلوه و زیبایی و خوبی و جالب بودن خود را داراست. اگر مقارنهای در کار نباشد، اینها که انعکاس ذهنی ماست وجود نمیداشت [٢] یکی دیگر این است که اگر تفاوتها وجود نمیداشت خود آن دیگری وجود نداشت، نه اینکه آن دیگری جلوهاش ظاهر نمیشد.
رنج و لذت از این قبیل است، بلکه بهطور کلی سعادت و مصیبت و سختی از این قبیل است.
مصائب و سختیها رابطه علت و معلولی دارند با تکمیلها و تقویتها و سعادتها، یعنی به وجود آورنده [اینها] هستند. اینکه میگویند پایان شب سیه سپید است یا با هر سختی سستی است، یعنی سفیدیها از سیاهیها میزایند همچنانکه سفیدیها نیز به نوبه خود
[١] [از اینجا تا صفحه بعد، محل ستاره، در نسخه اصل دستنویس یک خط طولی بر روی آن کشیده شده است.][٢] از این قبیل است گل و خار، الماس و زمرد و برلیان و سنگهای قیمتی دیگر.