یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٩ - یادداشت خیر و شر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤٠٩
فقر، بیماری، کوری، نقص اعضا، مرگ وجود ندارد؛ بدون شک همه اینها موجودند و به نحوی از وجود، وجود دارند. بعضی از آنها موجودند به معنی اینکه منشأ انتزاع آنها موجود است و خارج ظرف اتصاف آنهاست نظیر فقر، کوری و غیره، و بعضی به معنی اینکه واقعاً امر وجودی هستند مثل ظلم که عمل است.
بلکه مقصود این است که مناط اتصاف این امور به شریت، جنبه عدمی اینهاست به طوری که اگر آن عدم در کار نباشد شریتی نیست.
به عبارت دیگر، راز شریت آنها این است که یا خودشان از نوع «خلأ» میباشند و یا منشأ خلأ میشوند.
شرور یا اعدامند یا مؤدّی به اعدام:
٧. در اسفار، جلد ٣، صفحه ١١٣ میگوید: هرگاه استقراء کنی میبینی که شر خالی از دو امر نیست: یا خود عدم است نظیر موت، جهل، فقر یا مؤدّی به عدم است مثل جهل مرکب و غیره (بیماریها و میکروبها).
شرور مؤدّی به اعدام بر دو قسمند:
بعد قسم دوم را به دو قسم تقسیم میکند، میگوید: اشیاء وجودی مضر و موجب فقد کمال بر دو قسمند: یا ملازمند با آن امر عدمی مضر رویه به حیثی که ادراک آنها و ادراک آن شر یکی است، مثل حرارت قطاعة لذاعة که در سم است:
فانه من حیث یدرک فقدان الاتصال و زوال الصحة بقوة شاعرة فی مادة ذلک العضو و طبیعته یدرک بتلک القوة بعینها السبب الموذی الحار ایضاً.
شر بالقیاس:
بعد میگوید:
شرور مؤدّی به اعدام، شرور بالقیاساند و شرور عدمی شر فی نفسه میباشند:
و هذا الامر الوجودی لیس شراً فی نفسه بل بالقیاس الی هذا الشی ء و اما المدرک الاخر من عدم الکمال و زوال الاتصال فهو شر فی نفسه و لیس شراً بالقیاس الیه فقط حتی یتصور له وجود لیس یکون بحسبه شراً بل و لیس نفس وجوده الّا شراً فیه و علی نحو کونه شراً فان العمی لایجوز ان یکون الّا