یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩ - خوارج
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٧٩
خوارج زیارتنامه و زیارت قبور نبوده که مورد اعتراض آنها واقع شود. آنها هم خود را حزب امر به معروف و نهی از منکر میدانستند.
تمسک آنها به «لاحکم الّا للَّه» با تمسک اینها به «لانعبد الّا اللَّه» بی مشابهت نیست.
وجه مشابهت ضعیفی هم هست بین خوارج و اخباریین.
٢٩. رجوع شود به فقه، مسأله نجاست خوارج و اخبار باب.
خوارج از نظر علی قاصر و در عین حال واجب القتل بودند، نظیر مسلمانان متترّسٌ بهم:
٣٠. درباره خوارج هرچند از لحاظ سیاست اسلامی باید حکم کرد به کفر آنها، اما نباید اینچنین تصور کرد که همه آنها کافر بالتقصیر بودند؛ به احتمال قوی و بلکه مطمئناً غالب آنها قاصر بودند، علی علیه السلام با علم به این جهت قتل اینها را لازم میدانست، چون وجود اینها مزاحم عالم اسلام بود. اینها در عین اینکه واقعاً مسلمان بودند، نظیر قومی از مسلمین بودند که کفار به آنها تترّس کرده باشند که مسألهاش در شرح لمعه و کتب کلامی مطرح است که به خاطر حفظ حوزه اسلام و مصلحت اوجب از حفظ دماء مسلمین باید آنها را کشت.
درس بزرگ:
نتیجه مهمی که باید از داستان خوارج گرفت این است که اگر گروهی از مسلمانان ولو به علت خشک مغزی و کوتاه فکری مانع مصالح عالیه اسلامی باشند باید آنها را از بین برد ولو آنکه میدانیم مخالفت آنها با مصالح عالیه اسلامی از روی جهالت است نه از روی علم و آن جهالت هم جهالت قصوری است نه تقصیری، یعنی معاقب عنداللَّه نیستند و معذورند.
٣١. عطف به نمره گذشته، باید در مورد خوارج بحث مخالفتهای عمدی و غیر عمدی که از روی جهالت صورت میگیرد بشود و گفته شود فرق است بین مخالفت عالم و جاهل، و عالم دورتر است از عذر و مغفرت، و گفته شود که جاهل هم بر دو قسم است: قاصر و مقصر.
جاهل مقصر نیز مثل عالم معاقب است هر چند به آن شدت نیست، که در حدیث است: چندین گناه از جاهل بخشیده میشود قبل از آنکه از عالم یک گناه بخشیده شود. اما جاهل قاصر معاقب نیست و معذور