یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٤٥
حقیقتاً شایسته است که مردم او را دوست بدارند و او را سرمشق قرار دهند.
پس از طرفی باید ببینیم این گریههایی که میبینیم هست گریه راستی است یا دروغی؟ البته راستی است. دیگر اینکه این احساسات واقعی بجاست یا بجا نیست؟ واقعاً بجاست. ولی چیزی که هست، این احساسات واقعی درباره این شخصیت لایق و شایسته خوب هدایت نمیشود، میتواند منشأ خیرات و برکات زیادی بشود و متأسفانه کمتر میشود؛ از یک نظرهایی و در یک جاهایی مفید است اما در قسمتهایی هم مضر است. پس باید فکری کرد و اصلاحی به عمل آورد و لااقل ما که جمعه و خطبه جمعه را ترک کردهایم به طور ناقص هم اگر شده منظورهای اسلام را در خطابه جمعه انجام دهیم. نمیخواهم بگویم که تکلیف ما درباره جمعه چیست و نمیخواهم بگویم این قضیه را جانشین جمعه قرار دهیم، بلکه میخواهم بگویم همان چیزی که در خطابههای واجب باید گفته شود در خطابههای غیر واجب گفته شود و آن را نمونه این قرار دهیم.
حتی اگر جمعه هم میداشتیم و این را هم میداشتیم، میبایست سایر خطابههای خود را از خطابه جمعه نمونه بگیریم.
در خطابه جمعه وعظ و موعظه و تذکراتی که موجب رقّت قلب و منع از هوا و تذکر به قیامت و موت و بیدار کردن مردم از غفلت و غرور و توجه مردم به یاد خدا و توجه مردم به تصفیه و تزکیه نفس و تطهیر قلب هست، در منابر باید باشد و البته این قسمت نسبتاً بیشتر از سایر قسمتها هست، چون مجالس وعظ ما جانشین مجالس وعظ متصوفه است و اصولًا در مشرق زمین توجه به اخلاق بیش از توجه به حقوق است. منابر ما از لحاظ مواعظ خیلی ضعیف نیست. خلاصه اینکه در خطبه جمعه وارد شده (مطابق روایت فضل بن شاذان از حضرت رضا علیه السلام که قبلًا گذشت):
فاراد ان یکون للامیر سبب الی موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعة و ترهیبهم عن المعصیة.