یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - مسائل مربوط به حقیقت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٨٢
روی دگمه حقیقت جویی میگذارند و آنها دست روی دگمه منفعت جویی. آنها دست روی حس از خودگذشتگی و غریزه فداکاری میگذارند و اینها دست روی حس خود [دوستی] و صیانت ذات. دیگر آنکه رهبران الهی از جنبه منفعت جویی نیز استفاده میکنند اما تحت عنوان احقاق حق و حس کرامت و شرف و حیثیت انسانی طلبی، نه به منظور پرکردن شکم و امثال اینها.
در نتیجه رهبران الهی قادرند همه طبقات را به حرکت و جنبش و قیام درآورند اما رهبران مادی فقط قادرند که محرومین و مغبونین [را به حرکت درآورند.]
٥. عطف به نمره ١، افلاطون این دنیا و مردم این دنیا را تشبیه میکند به افرادی که همیشه در یک غار زندگی کنند و از بیرون غار بی خبر باشند و در درون فقط سایهها را ببینند و گمان کنند این سایهها حقیقت است. نظیر این مثال است مثال کسانی که آنچه را در آیینه است حقیقت میپندارند. مولوی میگوید (ص ١١):
مرغ بر بالا پران و سایهاش | میدود برخاک و پرّان مرغ وش | |
ابلهی صیاد آن سایه شود | میدود چندان که بیمایه شود | |
بی خبر کان عکس آن مرغ هواست | بی خبر که اصل آن سایه کجاست | |
تیر اندازد به سوی سایه او | ترکشش خالی شود در جستجو | |
ترکش عمرش تهی شد عمر رفت | از دویدن در شکار سایه تفت | |
سایه یزدان چه باشد؟ دایهاش | وارهاند از خیال و سایهاش | |
سایه یزدان بود بنده خدا | مرده این عالم و زنده خدا | |