یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٤١
اختصاصی ایجاد کنند البته اختصاص پیدا میشود، اما اگر همه تمکن نداشته باشند درست است که زحمت اوّلی هدر نیست و موقوف به اجازه این عاجز نیست اما به حکم اینکه اگر این شخص عاجز نبود او هم سهمی از این حق را در مقابل انجام تکلیف به خود اختصاص میداد پس به قدری که زندگی او اداره شود در مال آن قادر سهیم است. قرآن صریحاً میفرماید: فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم. (این آیه در دو سوره است، یکی در والذاریات و دیگری در معارج.)
رجوع شود به ورقههای «انفاق» که قرآن حق برای فقرا در اموال اغنیا قائل است.
مجموعاً از اینها معلوم میشود که چرا اسلام فرمود: ملعون من القی کلّه علی الناس- وسائل رجوع شود به اخباری که کسب و کار را لازم و واجب میشمارد.
مسأله حق تحجیر از نظر منطق الهی و مادی و فرضیه اینکه حق مؤخر از اجتماع است:
٣. شاید یکی از مواردی که نتیجه نظر الهی و مادی فرق میکند در اولویتهایی است که صرفاً با تحت تصرف درآوردن میگویند پیدا میشود، نظیر حق تحجیر در باب احیاء موات. مطابق منطق مادی چرا به صرف تحجیر کسی ذی حق میشود مادامی که تولید نکرده، و مطابق نظر اسلام هم تحجیر و امثال این به حکم اینکه این حقوق بالقوه مال همه مردم است تا آن اندازه صحیح است که مقدمه احیاء واقعی و تولید باشد و لهذا در احادیث وارد شده که اگر کسی در حدود سه سال گذشت و احیاء نکرد از او باید انتزاع شود (رجوع شود به اخبار باب احیاء موات). شاید کلام علی علیه السلام که میفرماید:
انکم مسؤولون حتی عن البقاع و البهائم ناظر به همین باشد.
نقل از کتاب «حقوق اساسی» قاسم زاده درباره حقوق طبیعی:
٤. در کتاب حقوق اساسی قاسم زاده، ص ١ میگوید:
علمای حقوق رُم این اصل را به صورت ضرب المثل درآورده میگفتند: حقوق زاییده جامعه بشری است.