یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٣٨
نه.
اسلام با قبول عدل ذاتی به حقوق فطری اعتراف کرده.
جز با اصل غائیت نمیتوان برای حقوق فطری پایه درست کرد:
این مربوط است به اصل عدل در اسلام که ما در ورقههای «عدل» و ورقههای «اصل عدالت در اسلام» بحث کردهایم و گفتهایم اسلام به حقوق فطری و عدالت تکوینی قائل است.
گذشته از این، از نظر فلسفی اگر ما به اصل غائیت اعتراف کنیم و دلیل ما هم برای اصل غائیت، گذشته از دلایل فلسفی، خود نظام جهان باشد، مثلًا چه دلیلی دارد که دندان برای جویدن و دگمه سر پستان برای مکیدن طفل و ترشحات غدههای زیر زبان و سایر غدههای جهاز هاضمه برای هضم است، آیا جز دلالت همین نظام است؟ همچنین دلالت اینکه میوهها و محصولات زمین برای خوردن است و برای خوردن عموم است، چیزی جز تناسب و شهادت خود آنها نیست؟
اصلًا آیا جز با تأیید اصل غائیت و شهادت خود جهان تکوین و اینکه یک نوع تناسب و توازنی در جهان است راه دیگری برای حقوق فطری که واقعاً آن را یک امر واقعی بدانیم و بگوییم قرار داده شده این حق برای این گیاه یا حیوان یا انسان، هست؟.
فایده تصادفی مبنای حق نمیشود- به حسب منطق الهی فرزندان جهان بر جهان و در جهان، بالقوه حقوقی دارند:
صرفاً ملایمت اتفاقی یعنی اینکه تصادفاً احتیاجات ما با این امور رفع میگردد آیا ممکن است دلیل باشد برای اینکه حقی فطری و طبیعی هست یا نه؟
به نظر میرسد جز [با] منطق الهی و منطق اصل غائیت که نظمی ارادی و شعوری و حساب و قاعدهای در کار است و رابطهای در کار است به نحوی که اگر محتاج نبود محتاجٌ الیه به وجود نمیآمد، نمیتوان حقوق فطری و طبیعی را توجیه کرد. و اگر به اصل غائیت اعتراف نکنیم ناچاریم که محصولات طبیعت را به منزله یک ثروت بادآوردهای تلقی کنیم که تصادفاً و بدون دلیل به زمین افتاده است، و البته صرف اینکه بشر فکر کند که تصادفاً مواد زمین برایش خوب است مبنای حقی بر جهان و بر عالم نمیشود. بلی، نسبت به