یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٣٧
ریشه حقوق- آیا اراده ملاک حقوق است؟
در ورقههای «حقوق» از کتاب مبانی حقوق موسی جوان نقل کردیم که:
حقوق یکی از صفات اراده یا عبارت از اراده به حالت رابطه اجتماعی میباشد. انسان موجودی است متصف به داشتن اراده و اختیار و از این جهت میتواند در اجتماعی زندگی کند که این اختیار را فعلیت دهد، یعنی از نظر اجتماعی وسائل تحقق و تأمین آن فراهم شود و از این وسائل برای او حقوقی پدید آید تا به موجب آنها بتواند شخصیت خود را آزادانه ترقی دهد و اراده خود را در حدودی که قانون تجویز مینماید به موقع عمل گذارد. در این حالت حقوق او مانند این خواهد بود که اراده انسانی در بیرون از ذات او به حالت کشمکش با ارادههای دیگران به فعل آید ... هرکس فاقد اراده باشد، مانند طفل و دیوانه، اهلیت حقوقی ندارد، همچنین شرکتها وعناوین.
اراده نیرومندتر مثل اراده هیئت حاکمه باید حقوق افزونتر و وسیعتر داشته باشد.
تاریخچه حقوق طبیعی
رجوع شود به ورقههای «حقوق» نقل از کتاب تحولات حقوق فطری.
حقوق
١. اولًا باید دید اسلام به حقوق فطری [١] و تکوینی قائل است یا
[١] حقوق فطری- چنانکه گفته خواهد شد- به حسب اصطلاح متجددین اعم است از حقوق متعلق به ثروت و غیره، و آنچه در این بند بحث شده اختصاصاً مربوط به منابع ثروت است. حقوق اعم است از حقوق سیاسی وحقوق قضایی وحقوق اقتصادی.