یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٣٣
الّا ذلوا، فتواکلتم و تخاذلتم حتی شنت علیکم الغارات و ملکت علیکم الاوطان ... یغار علیکم و لا تغیرون و تغزون و لاتغزون ... [١]
(در عین حال یک شرط دیگر هم هست و آن اینکه حق را از طریق شرافتمندانه نه از طریق مکر و فساد و حقه بازی و پامال کردن حقوق دیگر استنقاذ کرد. سیاست اسلامی مبنی است بر استنقاذ حقوق از طریق حق.)
ایضاً در یکی از نامهها به مالک اشتر:
الاترون الی اطرافکم قد انتقصت و الی امصارکم قد افتتحت و الی ممالککم تزوی و الی بلادکم تغزی؟! انفروا- رحمکم اللَّه- الی قتال عدوکم و لا تثّاقلوا الی الارض فتقرّوا بالخسف (الضیم) و تبوؤا بالذلّ و یکون نصیبکم الاخصّ، و ان اخا الحرب (مبارزه) الارق، و من نام لم ینم عنه.
٣. فرق ما و فرنگیها یعنی گویندگان و نویسندگان اخیر ما و آنها در این است که آنها همت گماشتند ملت را به حقوق خود آشنا کنند و ما سعی داشتیم ملت را به حدودشان آشنا کنیم، گفتهها و نوشتهها [ی آنها] جنبه تحریک داشت و گفتهها و نوشتههای ما جنبه تسکین، آنها خطیب بودند و ما واعظ. وعظ، تسکین و اندرز و قیام علیه احساسات امّاره است، به منزله فرو نشاندن غلیان دیگ است، و خطابه به منزله حرارت دادن به زیر دیگ و به جوش آوردن است و مبارزه با ضعف و سستی و رخوت و جبن و تنبلی است. وعظ میخواهد وجدان اخلاقی را تقویت کند و به کمک نفس لوّامه بشتابد
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٧.