مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩ - شیخ محمد عبده
در کتاب سیری در اندیشه سیاسی عرب به عنوان نتایج کار سید و عبده چنین مینویسد:
نتایج کار سید با عبده از حیث تأثیری که ایندو بر تاریخ بیداری مسلمانان داشتهاند، از یکدیگر بسیار متفاوت بوده است. سید جمال بیشتر مرد پیکار و سختکوشی بود و عبده مرد اندیشه و میانهروی. سید جمال آزادی مسلمانان را تنها راه تحرک فکری آنان میدانست و عبده بیشتر پروای تربیت اخلاقی و دینی مسلمانان را داشت. سید جمال دامنه کوششهای خود را کم و بیش در سراسر جهان اسلامی گسترد و عبده بیشتر در اصلاح احوال مصریان کوشید. ولی شاید به دلیل همین تفاوتها باید بگوییم که حاصل کار سید جمال و حاصل کار عبده مکمل یکدیگر بوده است، مخصوصاً که هردوی آنها ضرورت بازگشت مستقیم به منابع اصلی فکر دینی [١] و توجیه عقلی احکام شریعت و هماهنگی آنها با مسائل عصر [٢] و پرهیز از پراکندگی و فرقهبازی [٣] و پافشاری بر سر احیای اجتهاد و کوشش برای شناخت روح و جوهر دین اسلام در ورای قواعد خشک و بینش قشری علمای چاکر حکومت، همداستان بودند و همین خواستها و آرزوها بود که به نام اصول اساسی تجددخواهی سنی پذیرفته شد [٤].
[١] یعنی احساس اینکه آنچه امروز به نام اسلام در دست مسلمانان است عین اسلام حقیقی نیست صورت تحریف شده و مسخ شده آن است[٢] یعنی احساس اینکه طرز شناخت مسلمین از اسلام طبق دستور باید منطقی و توأم با تعقل باشد نه به صورت پیروی کورکورانه از عادات مورثی تا بتواند تحرک منطقی لازم را داشته باشد و بر عکس شناخت امروز مسلمین از اسلام شناخت کورکورانه است نه منطقی و علمی[٣] گویند سید میگفت مسلمانان تنها درباره یک چیز اتفاق و وحدت نظر دارند و آن اینکه درباره هیچ چیز اتفاق و وحدت نظر نداشته باشند (اتفقوا علی ان لا یتفقوا)[٤] سیری در اندیشه سیاسی عرب ص ١٥٦.