مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦ - هسته اصلی
جهان با یکدیگر رابطه ارگانیک است، جهان در کل خود مانند یک انسان است، جهانْ انسان بزرگ و انسانْ جهان کوچک است، اولین بار وسیله الهیون مطرح شده است. هر چند اختلاف نظرهایی در بعضی جهات میان الهیون و مادیون در طرز تعبیر و طرز نتیجهگیری از این اصل وجود دارد.
آیا هسته اصلی، اصل تضاد است؟ آیا کسانی که به اصطلاح دارای تفکر متافیزیکی هستند منکر اصل تضاد در طبیعتاند؟
اینجاست که یک جنجال بزرگ از طرف طرفداران این منطق بپا شده و مسئلهای [را] که به نام اصل «امتناع جمع و رفع نقیضین» در منطق و فلسفه معروف است و هیچ ربطی به مسئله تضاد به معنی جنگ و تزاحم عناصر طبیعت یا عناصر جامعه و تاریخ ندارد، مستمسک قرار داده و مدعی شدهاند که طرفداران تفکر متافیزیکی همه اجزاء طبیعت را با یکدیگر در حال سازش میبینند حتی آب و آتش را؛ از این رو نیروهای استثمار شده را نیز دعوت به صلح و سازش و تسلیم میکنند.
بار دیگر باید بگوییم همه این سخنان جز تحریف و قلب حقیقت نیست. از نظر طرفداران تفکر به اصطلاح متافیزیکی، تضاد به معنی تزاحم عناصر طبیعت، شرط لازم دوام فیض از ناحیه باری تعالی است [١].
آیا هسته اصلی، اصل جهش در طبیعت و انقلاب در تاریخ است؟ هگل که پدر دیالکتیک جدید است از این اصل به عنوان یکی از اصول دیالکتیک یاد نکرده است و همچنین مارکس قهرمان ماتریالیسم دیالکتیک. این اصل در قرن نوزدهم در زیستشناسی جزء اصول تکامل شناخته شد و فردریک انگلس شاگرد کارل مارکس آن را جزء اصول دیالکتیک قرار داد. امروز این اصل در زیستشناسی اصلی مسلّم است و از مختصات هیچ مکتبی شمرده نمیشود. پس هسته اصلی چیست؟
آنچه از مختصات این مکتب و مابهالامتیاز آن از سایر تفکرات است و در حقیقت هسته اصلی تفکر دیالکتیکی باید شمرده شود دو چیز است: یکی اینکه
[١]. رجوع شود به مقاله «اصل تضاد در فلسفه اسلامی»، مرتضی مطهری، نشریه دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران.