مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - مصاحبه تلویزیونی (٣)
پدیده دیگر از قانون علت و معلول مستثنی نیست یعنی آن هم با قانونی و به تعبیر قرآن با سنتی به وجود میآید. نظریه معروفی در دنیاست که مربوط به فلسفه تاریخ است و تاریخ را به طور مادی تفسیر میکند به نام «ماتریالیسم تاریخی».
ماتریالیسم تاریخی را اینچنین تعریف میکنند: «برداشتی اقتصادی از تاریخ و برداشتی تاریخی از اقتصاد» و من در تعریف ماتریالیسم تاریخی عبارتی اضافه میکنم و میگویم: «برداشتی اقتصادی از تاریخ و برداشتی تاریخی از اقتصاد و برداشتی تاریخی اقتصادی از انسان بدون برداشتی انسانی از اقتصاد و یا از تاریخ».
این فلسفه میگوید که ریشه انقلابها دو قطبی شدن جامعه هاست از نظر معیشت و زندگی، از نظر این که مردم در جامعه تقسیم میشوند به دو قطب: قطب برخوردار و مرفّه و قطب محروم و بی نصیب. خود این دو قطبی شدن ریشهای در کار اجتماعی، کار مادی، کار تجسم یافته بشر یعنی ابزار تولید دارد. فکر میکنند آنچه که بالذات متکامل است ابزار تولید است و ابزار تولید در هر درجهای از تکامل که باشد روابط حقوقی خاصی را ایجاب میکند و این روابط حقوقی به دنبال خودش مسائل دیگری اخلاقی، فلسفی، علمی، هنری، مذهبی به وجود میآورد و در دورهای میان این روابط تولید و ابزار تولید هماهنگی است ولی تدریجا که باز ابزار تولید تکامل پیدا میکند این هماهنگی ازبین میرود، باید آن روابط بههم بخورد، و در خلال این برهم خوردگیهاست که مردم دو قسمت میشوند: گروهی که از وضع و نظامات سابق استفاده میکردند و گروهی که محروم بودند و خود محرومیت به آنها نوعی روشنبینی و روشنفکری میدهد و طرفدار وضع جدید میشوند. وقتی که جامعه دو قطبی شد و دو قطب متضاد در مقابل یکدیگر قرار گرفتند، قطب ناراضی از وضع موجود، به دلیل محرومیت و نه به دلیل دیگر، به دلیل این که دستش از همه جا کوتاه است- و به قول معروف «به دلیل این که دستش به دم گاوی نمیرسد» که اگر دستش به دم گاوی رسیده بود او هم جزو آن طبقه بود- انقلابی میشود، همان نفس محرومیت او را انقلابی و وادار به طغیان و عصیان میکند و این طبقه چون نو است فعال است برخلاف طبقه گذشته که رفاه او را سست و تنبل کرده است، و بالاخره در نهایت امر نو بر کهنه پیروز میشود و به این شکل انقلاب صورت میگیرد.
بنابراین علی رغم اختلاف شکلی که در انقلابهای دنیا وجود دارد که یکی