مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٧ - مزایای حوزه های علوم دینی ما
زیاد نیست و منشأ تحولات اجتماعی قابل توجه نخواهند گشت.
اگر بخواهیم نظر افلاطون و فارابی را توجیه کنیم باید بگوییم آنها به آن افراد صالح اهمیت دادهاند که حاکم بر سازمانهای اجتماعی میباشند نه محکوم آنها.
تشکیلات و نظامات اجتماعی نسبت به افراد اجتماع به منزله خیابانها و کوچهها و خانههای یک شهر است نسبت به مردم و وسایل نقلیهای که در آن شهر حرکت میکنند. هر شهری به هر نحو که خیابانکشی و کوچهسازی شده باشد مردم شهر مجبورند از پیچ و خم همان خیابانها و لابلای همان کوچه پسکوچهها و از همان چهارراهها حرکت کنند. حداکثر آزادی عمل مردم آن شهر این است که در میان همان خیابانها و همان کوچهها هرکدام که نزدیکتر یا خلوتتر یا پاکیزهتر و باصفاتر است انتخاب کنند.
اگر فرض کنیم که آن شهر بدون نقشه و حساب تدریجاً توسعه پیدا کرده باشد نه روی اصول شهرسازی، در چنین شهری افراد چارهای ندارند از این که زندگی و رفت و آمد خود را با وضع موجود تطبیق دهند. رفت و آمد و رانندگی و اداره امور چنین شهری دشوار خواهد بود. با وجود چنین ترتیبی در ساختمان آن شهر، از افراد کاری ساخته نیست. تنها کاری که ساخته هست این است که تغییراتی در وضع خیابانها و کوچهها و منزلهای آن شهر بدهند و خود را راحت کنند.
اگر فرض کنیم زعمای صالحی در رأس سازمانهایی قرار بگیرند که دارای نواقصی میباشند، حدود تفاوت کار آنها با دیگران همان اندازه است که یک نفر بخواهد از میان خیابانهای پرپیچ و خم و نامنظم و کوچه و پسکوچههای بیترتیب، بهترین و نزدیکترین راهها را انتخاب کند.
مزایای حوزه های علوم دینی ما
محیط حوزههای علوم دینیه ما امتیازات و مشخصات مخصوص به خود دارد که در سایر محیطها نظیر آن را نمیتوان یافت.
محیط حوزههای علوم دینی محیط صفا و صمیمیت و اخلاص و معنویت است، یعنی آن روح عمومی که بر این حوزهها حکومت میکند همین روح است.
افراد فاقد این خصوصیات، افراد استثنایی و مخالف روح این حوزهها شمرده میشوند. امتیازی که طلاب برای یکدیگر میشناسند جز امتیاز علمی و تقوایی