مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٨ - گواهی سالار شهیدان
صادر کرد، فرمود: انّی لا اعْلَمُ اصْحاباً خَیراً وَ لا اوْفی مِنْ اصْحابی وَ لا اهْلَ بَیتٍ ابَرَّ وَ لا اوْصَلَ وَ لا افْضَلَ مِنْ اهْلِ بَیتی من اصحابی از اصحاب خودم بهتر و باوفاتر سراغ ندارم.
میخواهد بفرماید من شما را حتی بر اصحاب پیامبر که در رکاب پیامبر شهید شدند ترجیح میدهم، بر اصحاب پدرم علی که در جمل و صفّین و نهروان در رکاب او شهید شدند ترجیح میدهم، زیرا شرایط خاص شما از شرایط آنها مهمتر است.
و اهل بیتی نیکوتر و صله رحم بجاآورتر و بافضیلتتر از اهل بیت خود سراغ ندارم. با این وسیله اقرار کرد و اعتراف کرد به مقام آنها، و تشکر کرد از آنها.
بعد فرمود: ایها الناس! به همهتان اعلان میکنم، هم به اصحاب خودم و هم به اهل بیت خودم که این قوم جز با شخص من با کس دیگر کار ندارند. اینها فعلا وجود من را مزاحم خودشان میدانند؛ از من بیعت میخواهند که بیعت نمیکنم. اینها چون فقط شخص من را مزاحم خودشان میدانند، اگر من را از بین ببرند به هیچ کدام شما کار ندارند. پس دشمن که به شما کار ندارد. اما من که شما با من بیعت کردید به همهتان اعلان میکنم که بیعت خودم را از شما برداشتم. پس شما نه از ناحیه دشمن اجباری به ماندن دارید و نه از ناحیه دوست؛ آزاد مطلق، هرکس میخواهد برود برود.
رو کرد به اصحاب و فرمود: هریک از شما دست یکی از خاندان مرا بگیرد (اهل بیت امام حسین کوچک داشتند، بزرگ داشتند؛ آنها هم که بودند، اهل آن دیار نبودند و با آن محیط ناآشنا بودند. میخواست بفرماید که دسته جمعی اهل بیت من نروند، بلکه هریک از شما دست یکی از آنها را بگیرید و از معرکه خارج کنید و بروید).
اینجاست که مقام اصحاب اباعبداللَّه روشن میشود. هیچ اجباری نه از ناحیه دشمن- که بگوییم در چنگال دشمن گرفتارند- و نه از ناحیه حضرت- که مسئله تعهد بیعت بود- نداشتند. اباعبداللَّه به همهشان آزادی داد.
در همینجاست که میبینید آن جملههای پرشکوه را یک یک اهل بیت و اصحابش به اباعبداللَّه در جوابش عرض کردند.