مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣ - فلسفه گریه بر شهید
کوچکترین تشبّه به آنها در عمل ابا دارد.
درس دیگری که باید جامعه بگیرد این است که به هرحال باز هم در جامعه زمینههایی که شهادت را ایجاب کند پیدا میشود؛ از این نظر باید عمل قهرمانانه شهید از آن جهت که به او تعلق دارد و یک عمل آگاهانه و انتخابشده است و به او تحمیل نشده است بازگو شود، و احساسات مردم شکل و رنگ احساس آن شهید را بگیرد. اینجاست که میگوییم: گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست. اینجاست که باید ببینیم آیا جشن و شادمانی و پایکوبی و احیاناً هرزگی و شرابخواری و بدمستی- آنچنان که در جشنهای مذهبی مسیحیان دیده میشود- همشکلی و همرنگی و هماحساسی میآورد یا گریه؟
معمولًا درباره گریه اشتباه میکنند؛ خیال میکنند گریه همیشه معلول نوعی درد و ناراحتی است و خود گریه امری نامطلوب است.
خنده و گریه ظاهراً از مختصات انسان است. حیوانات دیگر لذت و رنج دارند، سرور و اندوه نیز دارند، اما خنده و گریه ندارند. خنده و گریه مظهر شدیدترین احساسات انسان میباشند. آن چیزی که ما در عرف امروز آن را «احساسات» میخوانیم از مختصات انسان است، و خنده و گریه مظهر شدیدترین حالات احساسی انسان.
خنده انواع و اقسام دارد که نمیخواهم فعلًا وارد بحث انواع و اقسام آن بشوم.
گریه نیز به نوبه خود انواع و اقسام دارد. گریه همیشه ملازم است با نوعی رقّت و هیجان. اشک شوق و عشق را همه میشناسیم. در حال گریه و رقّت و هیجان خاص آن، انسان بیش از هر حالت دیگر خود را به محبوبی که برای او میگرید نزدیک میبیند، و در حقیقت در آن حال است که خود را با او متحد میبیند. خنده و شادی بیشتر جنبه خودی و شخصی و در خود فرو رفتن دارد و گریه بیشتر جنبه از خود بیرون آمدن و خود را فراموش کردن و با محبوب یکی شدن. خنده از این نظر مانند شهوت است که در خود فرو رفتن است و گریه مانند عشق است که از خود بیرون رفتن است.
امام حسین علیه السلام به واسطه شخصیت عالیقدرش، به واسطه شهادت قهرمانانهاش مالک قلبها و احساسات صدها میلیون انسان است. اگر کسانی که بر