مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - فلسفه گریه بر شهید
مسیح که میپندارند شهید شده، برای مسیح جشن بگیرند. اسلام هم در کمال صراحت، شهادت را موفقیت شهید میداند نه چیز دیگر.
اما از نظر اسلام آن طرف سکه را هم باید خواند. شهادت را از نظر اجتماعی- یعنی از آن نظر که به جامعه تعلق دارد پدیدهای است که در زمینه خاص و به دنبال رویدادهایی رخ میدهد و به دنبال خود رویدادهایی میآورد- نیز باید سنجید.
عکسالعملی که جامعه در مورد شهید نشان میدهد صرفاً به خود شهید تعلق ندارد، یعنی صرفاً ناظر به این جهت نیست که برای شخص شهید موفقیت یا شکستی رخ داده است. عکسالعمل جامعه مربوط است به این که مردم جامعه نسبت به شهید و جبهه شهید چه موضعگیریای داشته باشند و نسبت به جبهه مخالف شهید چه موضعگیریای داشته باشند؟
رابطه شهید با جامعهاش دو رابطه است: یکی رابطهاش با مردمی که اگر زنده و باقی بود از وجودش بهرهمند میشدند و فعلا از فیض وجودش محروم ماندهاند، و دیگر رابطهاش با کسانی که زمینه فساد و تباهی را فراهم کردهاند و شهید به مبارزه با آنها برخاسته و در دست آنها شهید شده است.
بدیهی است که از نظر پیروان شهید که از فیض بهرهمندی از حیات او بیبهره ماندهاند، شهادت شهید تأثرآور است. آن که بر شهادت شهید اظهار تأثر میکند در حقیقت به نوعی بر خود میگرید و ناله میکند.
اما از نظر زمینهای که شهادت شهید در آن زمینه صورت میگیرد، شهادت یک امر مطلوب است به علت وجود یک جریان نامطلوب. از این جهت مانند یک عمل جراحی موفقیتآمیز است که مطلوب است اما در زمینه آپاندیس یا زخم روده یا زخم معده یا چیزهایی از این قبیل. بدیهی است که اگر چنین زمینههایی در کار نباشد، جراحی ضرورتی ندارد، بلکه کار غلطی است.
درسی که از جنبه اجتماعی، مردم باید از شهادت شهید بگیرند این است که اولًا نگذارند آنچنان زمینهها پیدا شود. از آن جهت آن فاجعه به صورت یک امر نبایستنی بازگو میشود و اظهار تأسف و تأثر میشود که به قهرمانان ظلم و قاتلین شهید مربوط است، برای اینکه افراد جامعه از تبدیل شدن به امثال آن جنایتکاران خودداری کنند، همچنان که میبینیم نام یزید و ابن زیاد و امثال آنها به صورتی درآمده که هرکس در مکتب عزاداری واقعی امام حسین تربیت شده باشد از