مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - بینش انسانی یا فطری
خوراک و پوشاک و مسکن و مسائل جنسی و تفوقطلبی انجام داده- که البته فراوان است- یک سلسله نبردهای دیگر هم داشته که باید آنها را نبرد حق و باطل یا خیر و شر خواند، یعنی نبردهایی که در یک سو پایگاه عقیدتی و انگیزه انسانی و ماهیت آرمانی و جهتگیری به سوی خیر و صلاح عموم و هماهنگی با نظام تکاملی خلقت و پاسخگویی به فطرت در کار بوده و در سوی دیگر انگیزههای حیوانی و شهوانی و جهتگیری فردی و شخصی و موقت؛ به تعبیر دیگر، نبرد میان انسان مترقی متعالی که در او ارزشهای انسانی رشد یافته با انسان پست منحرف حیوانصفت که ارزشهای انسانیاش مرده و چراغ فطرتش خاموش گشته است؛ به تعبیر قرآن، نبرد میان «جنداللَّه» و «حزباللَّه» با «جندالشیطان» و «حزبالشیطان».
طرفداران این نظریه تلاشها و کوششهای نظریه ابزاری را که تمام نهضتهای مذهبی و اخلاقی و انسانی تاریخ را توجیه طبقاتی مینمایند به شدت محکوم و آن را نوعی قلب و تحریف معنوی تاریخ و اهانت به مقام انسانیت تلقی مینمایند.
واقعیات تاریخی گواهی میدهد که حتی بسیاری از نهضتها که فقط برای تأمین نیازمندیهای مادی جامعه برپا شده است، از طرف افرادی رهبری و هدایت- و لااقل حمایت- شده است که به نوعی وارستگی آراسته بودهاند.
این نظریه بر خلاف نظریه ابزاری- که مدعی است همیشه نهضتهای پیشبرنده از ناحیه محرومان و مستضعفان، در جهت تأمین نیازهای مادی، به موازات تکامل ابزار تولید، از راه دگرگون کردن نظامات و مقررات موجود و جانشین کردن نظاماتی دیگر به جای آنها بوده و مدعی است که وجدان هر انسان ساخته و منعکس کننده موقعیت طبقاتی اوست و مدعی است که وجدان طبقه حاکم جبراً در جهت حفظ نظاماتِ موجود است و وجدان طبقه محکوم جبراً در جهت دگرگونی نظامات و سنتها و ایدئولوژی موجود است- از واقعیات تاریخی شاهد میآورد که نه نهضتهای پیشبرنده در انحصار محرومان و مستضعفان هر دوره بوده، بلکه احیانا افرادی از بطن طبقات مرفه و برخوردار برخاسته و خنجر خویش را در قلب نظام حاکم فرو بردهاند، آنچنان که در قیام ابراهیم و موسی و رسول اکرم و امام حسین مشهود است، و نه همیشه هدفها منحصرا مادی بوده است، آنچنان که در نهضت مسلمانان صدر اول گواه راستین آن را مییابیم که علی علیه السلام با این جمله ماهیت