مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - بینش انسانی یا فطری
بینش انسانی یا فطری
بینش انسانی تاریخ نقطه مقابل بینش ابزاری است. این بینش به انسان و ارزشهای انسانی، چه در فرد و چه در جامعه اصالت میدهد. بینش ابزاری بر اساس این طرز تفکر است که انسان در آغاز پیدایش یک ماده خام است و کار و ابزار کار است که به این ماده خام، شکل متناسب با نوع کار و شکل ابزار تولید میدهد؛ یک ظرف خالی محض است که از بیرون و تحت تأثیر عوامل اجتماعی پر میشود و به عبارت دیگر انسان طبق این نظریه در آغاز پیدایش فاقد شخصیت است، نه شخصیت بالفعل دارد و نه شخصیت بالقوه؛ پایه و اساس شخصیتش با عوامل اجتماعی مخصوصاً عوامل اقتصادی پیریزی میشود. از این رو هر نوع و هر شکل شخصیتی به او داده شود از نظر او که ماده خام و ظرف خالیای بیش نیست بیتفاوت است.
نسبت او با همه شکلها و همه مظروفها علیالسویه است. از این جهت انسان شبیه یک نوار خالی است که هرچه در او ضبط شود از نظر ذات نوار بیتفاوت است.
ولی از نظر بینش انسانی و فطری هر چند انسان در آغاز پیدایش، شخصیت انسانی بالفعل ندارد ولی بذر یک سلسله بینشها و یک سلسله گرایشها در نهاد او نهفته است. انسان نه مانند ماده خام و یا ظرف و نوار خالی است که تنها خاصیتش پذیرندگی از بیرون است، بلکه مانند یک نهال است که استعداد ویژهای برای برگ و بار ویژهای در او نهفته است. نیاز انسان به عوامل بیرون نظیر نیاز ماده خام به عامل شکل دهنده نیست بلکه نظیر نیاز یک نهال به خاک و آب و نور و حرارت است که به کمک آنها مقصد و راه و ثمرهای که بالقوه در او نهفته است به فعلیت برساند.
حرکت انسان به سوی کمالات انسانیاش از نوع حرکت دینامیکی است نه از نوع حرکات مکانیکی. این است که انسان باید «پرورش» داده شود نه اینکه «ساخته» شود مانند یک ماده صنعتی.
تنها از نظر این بینش است که «خود» در انسان مفهوم پیدا میکند؛ «خودیابی» و متقابلًا «مسخ» و «از خودبیگانگی» مفهوم و معنی مییابد.
این بینش از نظر روانشناسی افراد انسان را مرکب میداند از یک سلسله غرایز حیوانی که وجه مشترک انسان با حیوان است و یک سلسله غرایز عالی و از آن جمله است غریزه دینی و غریزه اخلاقی و غریزه حقیقتجویی و غریزه زیبایی که ارکان اولیه شخصیت انسانی انسان و مابهالامتیاز انسان از سایر حیوانات است؛ و از