مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠ - قداست مبارزه
تسلسل منطقی تاریخی
مراحل تکاملی تاریخ به حکم اینکه یک رابطه طبیعی و منطقی آنها را به یکدیگر پیوسته است، امکان جا به جا شدن ندارند؛ هر حلقه از حلقات تاریخ جای مخصوص به خود دارد و قابل پیش و پس شدن نیست. مثلًا کاپیتالیسم یعنی سرمایهداری حلقهای است متوسط میان فئودالیسم و سوسیالیسم؛ عبور از فئودالیسم به سوسیالیسم بدون عبور از کاپیتالیسم امری محال است، چیزی است مانند آنچه فلاسفه پیشین آن را «طفره» مینامیدند، یعنی عبور از نقطهای به نقطهای دیگر بدون عبور از یکی از راههایی که آنها را به یکدیگر متصل میکند، و مانند این است که نطفه انسان قبل از عبور از مرحله جنینی به مرحله تولد برسد و یا نوزاد بدون آنکه دوره کودکی را طی کند به صورت جوانی برومند درآید و یا آقای حسن که فرزند احمد است پیش از آنکه احمد به دنیا بیاید از مادر متولد شود.
طرفداران این منطق به همین دلیل سوسیالیستهایی را که ابتدا به ساکن و صرفاً به اتکاء یک ایدئولوژی، بدون توجه به جبر تاریخ و تسلسل منطقی حلقات تاریخ میخواستند سوسیالیسم را پایهگذاری کنند «سوسیالیستهای ایدهآلیست» و سوسیالیسم آنها را «سوسیالیسم تخیلی» نامیدند، بر خلاف سوسیالیسم مارکسیسم که بر شناخت تسلسل منطقی حلقات تاریخ مبتنی است.
اوج هر مرحله
نه تنها طفره و چند منزل یکی کردن محال است، هر مرحله نیز به نوبه خود باید به اوج و کمال خود برسد تا به ضد خود تبدیل گردد و در نهایت امر تکامل صورت گیرد. مثلًا فئودالیسم یا کاپیتالیسم دورهای دارد که تدریجاً باید طی شود تا در یک لحظه خاص تاریخی دگرگون گردد. انتظار رسیدن یک مرحله پیش از رسیدن مرحله پیشین به اوج خود، مانند انتظار تولد نوزاد است قبل از آنکه جنین مراحل جنینی خود را به پایان برساند که البته نتیجهاش سقط جنین است نه تولد نوزادی سالم.
قداست مبارزه
نظر به اینکه مبارزه نو و کهنه شرط اساسی انتقال تاریخ از دورهای به دورهای و رکن