مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران
زنان در طول تاریخ تنها مولّد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبودهاند، بلکه الهامبخش و نیرو دهنده و مکمّل مردانگی آنها بودهاند. زنان از پشت صحنه و از پشت جبهه جنگ همواره به مردان مردانگی میبخشیدهاند. ما در بسیاری از اشعار حماسی عربی و فارسی میبینیم که دلیران و دلاوران در حماسههای خود زنان را مخاطب قرار داده و از مردانگی و شجاعت و دلاوری خود دادِ سخن دادهاند. گویی مرد، آگاهانه و یا ناآگاهانه، از همه دلیریها و دلاوریهای خود رضایت و تحسین و جلب رضایت زن را منظور میداشته است. اگر فرصتی دست دهد و قطعات ادبی نظم و نثر که در این زمینه انشاء شده یکجا گرد آید، یک فراز جالب و قابل مطالعهای از نظر جامعهشناسی فراهم میگردد. این که میگویند زن آفریننده عشق است و عشق آفریننده مرد و مرد آفریننده تاریخ، ناظر به نقش غیر مستقیم زن در سازندگی تاریخ است.
زن نقش سازندگی غیر مستقیم تاریخی خود را مدیون اخلاق ویژه جنسی خویش یعنی حیا و عفاف و تقوا و دورباش زنانه خویش است. آنجا که زن، دورباش حیا و عفاف را حفظ نکرده و خود را به ابتذال کشانده این نقش تاریخی را از دست داده است. بحق در مورد حیا و عفاف زن گفته شده است:
حیا پاداشهای خود را پسانداز میکند و در نتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا میبرد و او را به اقدامات مهم وا میدارد، قوایی را که در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون میریزد [١].
از این رو گویی نوعی تضاد و تعارض میان این دو نقش وجود دارد: یا نقش غیر مستقیم و از صحنه بیرون بودن و یا نقش مستقیم و پشت جبهه را رها کردن و نقش غیر مستقیم نداشتن. اما در حقیقت تضاد و تعارض غیر قابل جمعی در کار نیست. یک راه باریک و ظریف وجود دارد که زن اگر از آن راه برود هر دو نقش را در آنِ واحد میتواند ایفا کند. آن راه باریک و ظریف همان است که بانوان ما در ده ساله اخیر طی کردند. ویژگی دخالت زن در انقلاب اسلامی ایران در این است که زن
[١]. لذات فلسفه، ویل دورانت، ص ١٣٣.