مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - منطق معتدل اسلام درباره نقش زن
بهره برداری از مسئله آزادی زن
مسئله آزادی زن را مطرح کردند. آیا واقعا اینها میخواستند به زنها آزادی بدهند؟
اینها که حاضر نیستند یک ذره به مردها آزادی بدهند، آیا میخواستند به زنها آزادی بدهند؟ یا نه، دیدند جلو آگاهی مرد و زن- هیچ کدام- را نمیشود گرفت.
بالاخره نمیشود ایران مدرسه نداشته باشد، باید داشته باشد. تا کلاس ششم هم بخوانند چشمهایشان باز میشود. دیپلمه شوند بیشتر چشمهایشان باز میشود. ولی باید این عنصر را از نظر اخلاقی فاسد کرد که آگاهی نه تنها به او نتیجه ندهد، بلکه نتیجه معکوس بدهد. آنوقت آمدند دبیرستانهای مختلط تأسیس کردند، برای چه؟
هدف چه بود؟ دانشگاهها که وضع عجیبی داشت. در حدود دوازده سال پیش، از دانشکده ادبیات (آن وقت من در دانشکده الهیات تدریس میکردم) از من دعوت شد که در دوره فوق لیسانس و دکترای آنجا که کلاسهای آن معمولا چهار پنج نفر بیشتر نیستند تدریس کنم. دعوت رسمی شد، ابلاغ صادر شد. من هم نمیرفتم.
اصرارهای خیلی زیادی شد و دلایل بسیاری آوردند که چنین نیازی به فلسفه اسلامی هست و اگر شما بیایید چنین و چنان میشود و ... من یک روز رفتم. تا رفتم داخل سالن دانشکده ادبیات، واقعا وحشت کردم. آن کلاس در زیرزمین تشکیل میشد. من سالن سینما را تا آن وقت ندیده بودم، هنوز هم ندیدهام، ولی آنچه را که درباره سالن سینما شنیده بودم آنجا شهود کردم. حقیقتا شرمنده شدم. از آن اتاق که بیرون آمدم بروم زیرزمین برای درس، از یک کناری خودم را کشیدم، سرم را پایین انداختم رفتم آنجا چهار کلمه درس گفتم و گفتم خداحافظ، اینجا جای من نیست.
منطق معتدل اسلام درباره نقش زن
ولی در این میان جریانهای دیگری رخ داد و آن این که با این فساد اخلاق در میان پسران آگاه و دختران آگاه و بالخصوص در میان خانمها مبارزه شد، مبارزه عجیب و شدیدی. منطقی در میان آمد که خودِ منطق اسلام بود: ای خانم! ای زن! تحصیل بکن، درس بخوان ولی پوشش اسلامی را هم حفظ کن. حجاب در اسلام، زندانی شدن زن نیست. من میتوانم با کمال افتخار سهم خودم را در اینجا ذکر کنم و خدا را شکر میکنم. کتاب مسئله حجاب را که من در آن وقت نوشتم و این منطق معتدل اسلام را ذکر کردم- و خوشبختانه تا به حال بیش از بیست بار و هر بار در بیش از ده