مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - حرکت انسان با دو بال آگاهی و اراده
قرار گرفتند و چقدر زن در آنجا شهید شد! و این فاجعه ١٧ شهریور نقطه عطف عجیبی در این انقلاب اسلامی بود. بعد از این تیرباران عجیب مردم- که بیش از هزار نفر به شهادت رسیدند و تا سه هزار شهید هم گفتهاند و فکر میکردند که دیگر انقلاب را خواباندند همان طور که در ١٥ خرداد مشاهده کردید [١]- یعنی بعد از فاجعه ١٧ شهریور که از نظر کشتار از فاجعه ١٥ خرداد مهمتر بود گفته شد که فرماندار نظامی وقت تهران رفت پیش شاه و گفت: قربان! تا ٢٥ سال دیگر خیالتان راحت باشد. ولی از فردای آن روز دومرتبه قضیه شروع شد. اگر زنها شرکت نمیداشتند، مطمئنا از فردای آن روز هر زنی دست بچه یا شوهر خودش را میگرفت و میگفت دیگر نمیگذارم ازخانه بیرون بروی. ولی از فردای آن روز بیشتر تشویق و ترغیب کردند و این فاجعه نه تنها وقفهای ایجاد نکرد و چوب لای چرخ انقلاب نگذاشت، بلکه حرکت موتور انقلاب را شدیدتر و تندتر کرد. حالا ریشه این قضیه چیست؟ چه تحولی در طول این ده بیست سال رخ داد که زنان توانستند یک چنین نقش اجتماعی انقلابی را ایفا کنند؟
حرکت انسان با دو بال آگاهی و اراده
در اینجا من میخواهم به یک اصل کلی که هم برای مردها و هم برای زنها مفید است اشاره کنم و آن این که انسان با دو بال حرکت میکند. یکی بال آگاهی است. انسان بی خبر جاهل از محیط خودش آگاه نیست، نمیداند چه میگذرد. او به افق حیوان بلکه به افق جماد نزدیک است، اصلا نمیداند چه خبر است. انسان اگر بخواهد حرکت کند، باید آگاه باشد و بداند، باید بفهمد و درک کند، باید عالم باشد و با انواع دانشها از آن جمله دانش اجتماعی آشنایی داشته باشد. آدم بیخبر و ناآگاه کور است. آدم کور چه حرکت تندی میتواند بکند؟ آدمی که از چشم ظاهر محروم است، وقتی در خیابان راه میرود میبینید با چه احتیاطی عصایش را به زمین میزند و قدم بر میدارد! ولی همان آدم اگر چشم داشته باشد، با چه سرعتی در خیابان حرکت میکند؟ به صورت مارپیچ از لای ماشینها خودش را رد میکند، در
[١]. در ١٥ خرداد زنان نقش زیادی نداشتند. بعد از ١٥ خرداد یک نوع حالت وحشت و عقب نشینی- ولو برای مدت موقت- در مردم پیدا شد. فاجعه خونین ١٥ خرداد پانزده سال این انقلاب را عقب انداخت.