مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - لزوم اصلاح عزاداریها
انداختند. فریاد یا امّا یا امّا به آسمان بلند شد. زینب و ام کلثوم که کوچکتر از آنها بودند خودشان را روی پاهای زهرا انداختند. علی در کناری ایستاده است، مثل ابر بهار اشک میریزد و این منظره دلسوز را تماشا میکند. علی ولی خدا آنجا ایستاده است. بچههای زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیدَی شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزهآمیز رخ میدهد هیچ جای تعجب نیست. علی در اینجا شهادت میدهد و قسم میخورد که در آن حال وضع عجیبی را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم: اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یدَیها. میگوید من خدا را گواه میگیرم که در همان حال صدای ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت. صدایی آسمانی شنیدم که به من گفت: علی! اولاد زهرا را از روی بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمدهاند.