مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢ - روحانیت و انقلاب اسلامی
صرفا دسیسه طبقه حاکم برای حفظ موجودیت خودش است. در واقع این طبقه حاکم است که در گوش روحانیت خوانده است که: چهره انقلابی به خود بگیر تا به موقع بتوانی انقلاب را ترمز کنی و به این ترتیب، هم خودت را حفظ کنی و هم ما را.
حتی در نشریهای که در اسفند ١٣٥٦ از طرف یک گروه مخفی منتشر شده بود [١] خواندم که به مردم هشدار داده بود گول اینها را (منظور روحانیت است) نخورید زیرا اینها با دستگاه شاه ساختهاند و میخواهند او را حفظ کنند!
سالی که رزمآرا ترور شد بعضیها که همه چیز را و هر حرکتی را با بدبینی نگاه میکردند و از سوی دیگر رزمآرا را که در آن دوره قهرمان صحنه سیاست به حساب میآمد به دیده اعجاب مینگریستند، میگفتند هر نقشهای هست سیاست رزمآرا است و حتی تیر خوردن او را هم میگفتند این هم نقشه خودش است! بعضی از روشنفکران ما هم در این نوع تعصب به خرج دادنها دست کمی از آن بدبینیهای دوره رزمآرا ندارند. اگر کسی نشریات این به اصطلاح روشنفکران را مطالعه کرده باشد متوجه میشود که پیروزی انقلاب ایران به دست مذهبیها و روحانیون، اینها را به شدت بهتزده کرده است و از آنجا که با معیارهای آنها چنین انقلابی امکان وقوع نداشت، در ابتدا بسیار تلاش کردند تا موضوع را به هر نحو شده توجیه و تأویل کنند و خلاصه این که بگویند این هم کار خود رزمآرا است! ولی واقعیت به قدری قوی بود که تمام گروهها، حتی چپترین آنها، چارهای ندیدند جز این که بگویند رهبری روحانیت را میپذیریم. آنها پیش خود میاندیشند چرا ما که دهها سال دم از انقلاب زدیم و حزب درست کردیم و تشکیلاتی و طرحهایی داشتیم نتوانستیم کاری از پیش ببریم، ولی این آخوندها با این امکانات کم آنچنان ریشه یک رژیم ٢٥٠٠ ساله را در ایران کندند که برای سیاستمداران بزرگ دنیا هم غیر قابل پیشبینی بود. حتی در خود ایران هم جامعه شناسان ایرانی روحانیت را به عنوان دکوری در کنار سیاست و اقتصاد به حساب میآوردند و برای آن اهمیت چندانی قائل نبودند.
[١]
. [رجوع شود به ماهنامه توفان، ارگان حزب کمونیست کارگران و دهقانان ایران، شماره ١٥، دورهچهارم، تحت عنوان «نه خدا، نه شه، نه قهرمان» و به کلیه نشریات گروه «فرقان» در جریان انقلاب و بخصوص بهمن ١٣٥٧.]