مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - بردگی در سطح کشورها - استقلال سیاسی
فروش میشد، اگرچه رعایا خرید و فروش و قیمتگذاری نمیشدند ولی آن کسی که زمین را میخرید میدانست که این زمین را با چقدر رعیت که روی آن هست میخرد. این تفاوت رسم، فئودالیسم اروپا را با فئودالیسمی که در مشرق زمین وجود داشت از زمین تا آسمان متفاوت میکرد.
به هر حال رعایا در فئودالیسم- بالخصوص در فئودالیسمِ به شکل غربی- استقلال نداشتند، خودشان نمیتوانستند برای خودشان تصمیم بگیرند، دیگری برای آنها تصمیم میگرفت.
اینها شکلهای مختلفی است از عدم استقلال که کسی درباره کارهای مربوط به شخص خودش نتواند تصمیم بگیرد.
یک وقت کسی جزء یک گروه است و آن گروه تشکیلاتی دارد، آن فرد در کارهای مربوط به شخص خودش استقلال دارد ولی در کارهای مربوط به آن جمعی که وابسته به آن جمع است به حکم آن که آن جمع یک رئیس، یک هیئت مدیره و یک شورا دارد قهرا نمیتواند تصمیم بگیرد، تصمیم را باید آن شورا بگیرد. این غیر از این مسئله است.
مسئله استقلال و عدم استقلال زن در جامعه اسلامی از این نوع است. در اسلام، باز بر خلاف اروپا زن در آنچه که مربوط به شخص خودش است استقلال دارد، در آنچه که مربوط به مصالح خانواده است که خود خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی است [استقلال ندارد.] از نظر اسلامی ریاست خانواده با مرد است که رئیس خانواده حق حاکمیت بر خانواده را دارد ولی حق تحکم بر خانواده را ندارد. فرق حاکمیت و تحکم این است که مرد حق دارد واقعا بنا بر مصالح خانواده تصمیم بگیرد که مثلا زن در فلان جلسه شرکت بکند یا نکند، اما مرد حق ندارد تحکم کند که چون من دلم نمیخواهد تو نباید بروی. مثلا زن بگوید من میخواهم در مجلس عروسی دختر عمویم شرکت کنم؛ مرد بگوید به دلیل این که من با خانواده او بد هستم تو نباید شرکت کنی.
بردگی در سطح کشورها - استقلال سیاسی
همین طور که درباره یک فرد مسئله استقلال مطرح است درباره جامعه و کشور به طریق اولی مطرح است. مسئله بردگی و مسئله ارباب رعیتی امروز به شکل قدیم