مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - تعریف انقلاب و فرق انقلاب با کودتا
از حساب خارج بودند، مردمْ کاری و انقلابی نکردند. در سوریه، عراق و پاکستان مکرر کودتا واقع شده، ولی اینها کودتاست و انقلاب نیست.
انقلاب عبارت است از طغیان و عصیان مردمی که محکوم یک نظام هستند و از آن نظام ناراضی و خشمگیناند علیه آن نظامِ حاکم برای این که وضع مطلوبی که آرمان آنهاست به وجود بیاید. و لهذا انقلاب در دنیا کم اتفاق افتاده.
انقلاب ایران یک انقلاب به تمام معنا واقعی است. در چند قرن معاصر غیر از انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر [روسیه] انقلاب دیگری نیست که نامش را بشود «انقلاب» گذاشت و بلکه انقلاب اسلامی ایران ماهیت انقلابیاش از آنها خیلی بیشتر است. واقعا مردمی با دست خالی و فقط با روحیه انقلابی علیه یک رژیمِ «در مقابل مردم خیلی قوی» قیام کردند و در قیام خود موفق شدند. گاهی انقلابهایی است که حالت نیمه انقلابی و نیمه کودتایی دارد، یعنی اگر مردم انقلاب کردهاند در کنار آن مردم یک ارتش منظم و قوی وجود داشته، مثل این که در روسیه لنین ارتش هم داشت، در چین مائو ارتش هم در کنار مردم داشت. ولی این تنها انقلاب ایران است که مردم با دست خالی قیام کردند و اگر نظیری از این جهت بشود برایش ذکر کرد همان انقلاب صدر اسلام است. درباره این خصوصیات بعد هم ممکن است بحث کنیم. به هر حال انقلاب با کودتا فرق دارد و متفاوت است.
گفتیم که انقلاب، عصیان و طغیان علیه نظم موجود و وضع موجود است. پس ریشهاش در نارضاییها و خشمهای مردم از یک طرف و در آرزوها و طلبها و خواستههای مردم از طرف دیگر است؛ مردمْ ناراضی از وضع موجود و آرزومند وضع مطلوباند. اما نکته این جاست: آیا نارضایی از وضع موجود و آرزومندی وضع مطلوب کافی است؟ نه. ممکن است مردمی از وضع خودشان ناراضی باشند، بسیار هم ناراضی باشند و وضع دیگری را آرزومند باشند و بسیار هم آرزومند باشند ولی هرگز انقلاب نکنند، برای این که در همان حال دارای یک روحیه تسلیم و تمکیناند. ناراضی است اما در همان حال که ناراضی است تسلیم آن قدرتی است که بر او حکومت میکند. مظلوم است، احساس مظلومیت میکند ولی یک مظلوم مُنظلم و ظلمپذیر است. «آخ» میگوید، ناله هم میکند، شکایت هم میکند، گریه هم میکند، اما در عین حال انقلاب نمیکند.