مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - عنصر « تهاجم به ظلم و اختناق » در اسلام
نمیتوانستم تصور کنم. واقعا من میدیدم حاضر است مال و جانش را در راه این مبارزه فدا کند. از دیگران پول میگرفت و در این راه خرج میکرد. او ضد دستگاه بود و چون مجاهدین هم ضد دستگاه بودند نسبت به آنها گرایش زیادی داشت. من یک وقت نگران او بودم گفتم نکند که وقتی هم که این جریان [تغییر ایدئولوژی] را ببیند بگوید حالا مسئله مهمی نیست، اگر هم احیانا اینها گرایش مارکسیستی پیدا کردهاند نباید حرفی در این زمینه زد، فعلا ما باید مبارزه کنیم، این مسئله مهم نیست، مسئله مهم مبارزه است. در جلسهای که من با او ملاقات کردم و از او نظرش را خواستم جملهای گفت که من این جمله را فراموش نمیکنم. گفت ما عدالت را هم در سایه خدا میخواهیم، اگر بنا باشد خدایی نباشد، نام خدا و خداپرستی نباشد ما از آن عدالت بیزاریم.
این گونه بود که عدالت را هم ملت ما در سایه خدا خواست، آزادی را هم در سایه خدا خواست، استقلال را هم در سایه خدا خواست.
عنصر « تهاجم به ظلم و اختناق » در اسلام
بدون شک اسلام یک دین انقلابی است، اسلام دین مبارزه است. در جلسه پیش مطلبی عرض کردم که متمم آن را اکنون باید عرض کنم. عرض کردم که هر انقلابی معلول یک سلسله نارضاییها و ناراحتیهاست، یعنی وقتی که مردمی از وضع حاکم ناراضی و خشمگین باشند و وضع مطلوبی را آرزو کنند زمینه انقلاب به وجود میآید. حالا میخواهم مکملش را عرض کنم و آن این است که صِرف نارضایی کافی نیست. ممکن است ملتی خیلی هم از وضع موجود ناراضی باشد و خیلی هم آرزوی وضع دیگری را داشته باشد در عین حال انقلاب نکند، چرا؟ برای این که دارای روحیه رضا و تسلیم و تمکین و روحیه انظلام و ظلمپذیری است. ناراضی هست ولی در عین حال تسلیم ظلم است. اگر ملتی ناراضی بود ولی علاوه بر ناراضی بودن یک روحیه پرخاشگری و روحیه طرد و انکار در او وجود داشت آن وقت است که انقلاب میکند. در اینجاست که نقش مکتبها روشن میشود. اسلام خصوصیتش این است که به مردم خودش حس پرخاشگری و حس مبارزه و حس طرد و نفی وضع نامطلوب را میدهد. جهاد و امر به معروف و نهی از منکر- هر کدام در جای خود- [این روحیه و حس را در افراد ایجاد میکند.] امر به معروف و نهی