مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت
صورتی که ماده ١٠٦٤ مربوط به عاقد است و لازم نیست عاقد رشید باشد.
آنچه در این مورد قابل اعتراض است عمل مردم ایرانی است، نه قانون مدنی و نه قانون اسلام. در میان مردم ما غالب پدران هنوز مانند دوران جاهلیت، خود را اختیاردار مطلق میدانند و اظهار نظر دختر را در امر انتخاب همسر و شریک زندگی و پدر فرزندان آیندهاش بیحیایی و خارج از نزاکت میدانند و به رشد فکری دختر- که لزوم آن از مسلّمات اسلام است- توجهی نمیکنند. چه بسیار است عقدهایی که قبل از رشد دختران صورت میگیرد و شرعاً باطل و بلااثر است.
عاقدها از رشد دختر تحقیق و جستجو نمیکنند، بلوغ دختر را کافی میدانند، در صورتی که میدانیم چه داستانها از علمای بزرگ در زمینه آزمایش رشد عقلی و فکری دختران در دست است. بعضی از علما رشد دینی دختر را شرط میدانستهاند؛ تنها به عقد بستن دختری تن میدادند که در اصول دین بتواند استدلال کند، و متأسفانه غالب اولیاء اطفال و عاقدها این مراعاتها را نمیکنند.
اما مثل اینکه بنا نیست عمل این مردم انتقاد شود؛ باید همه کاسهها و کوزهها را سر قانون مدنی شکست و افکار مردم را متوجه معایب قانون مدنی- که زاییده قوانین اسلامی است- کرد.
ایرادی که به نظر من بر قانون مدنی وارد است مربوط به ماده ١٠٤٢ است. این ماده میگوید:
«بعد از رسیدن به سن پانزده سال تمام نیز اناث نمیتوانند مادام که به سن هجده سال تمام نرسیدهاند بدون اجازه ولی خود شوهر کنند.».
طبق این ماده، دختر میان پانزده و هجده (هرچند بیوه باشد) بدون اجازه ولی نمیتواند شوهر کند، در صورتی که نه از نظر فقه شیعه و نه از نظر اعتبار عقلی اگر زنی واجد شرایط بلوغ و رشد باشد و یک بار هم شوهر کرده است لزومی ندارد که موافقت پدر را جلب کند.