مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - محجوریت زن فرنگی تا نیمه دوم قرن نوزدهم
حقوقی خودشان میکنند- و البته آن انتقادات صحیح هم هست- اینها در مورد سیستم حقوقی اسلامی ذکر میکنند.
واقعاً اگر کسی بگوید نفقه زن در غرب تا قرن نوزدهم چیزی جز جیره خواری و نشانه بردگی زن نبوده است راست گفته است، زیرا وقتی که زن موظف باشد مجاناً داخله زندگی مرد را اداره کند و حق مالکیت نداشته باشد، نفقهای که به او داده میشود از نوع جیرهای است که به اسیر یا علوفهای است که به حیوانات بارکش داده میشود.
اما اگر قانون بخصوصی در جهان پیدا شود که اداره داخله زندگی مرد را به عنوان یک وظیفه لازم از دوش زن بردارد و به او حق تحصیل ثروت و استقلال کامل اقتصادی بدهد، در عین حال او را از شرکت در بودجه خانوادگی معاف کند، ناچار فلسفه دیگری در نظر گرفته و باید در اطراف آن فلسفه تأمل کرد.
محجوریت زن فرنگی تا نیمه دوم قرن نوزدهم
در شرح قانون مدنی ایران تألیف دکتر شایگان، صفحه ٣٦٢ چنین نوشته شده:
«استقلالی که زن در دارایی خود دارد و فقه شیعه از ابتدا آن را شناخته است، در حقوق یونان و رم و ژاپن و تا چندی پیش هم در حقوق غالب کشورها وجود نداشته؛ یعنی زن مثل صغیر و مجنون، محجور و از تصرف در اموال خود ممنوع بوده است. در انگلستان که سابقاً شخصیت زن کاملًا در شخصیت شوهر محو بود دو قانون، یکی در سال ١٨٧٠ و دیگری در سال ١٨٨٢ میلادی به اسم قانون مالکیت زن شوهردار، از زن رفع حجر نمود. در ایتالیا قانون ١٩١٩ میلادی زن را از شمار محجورین خارج کرد. در قانون مدنی آلمان (١٩٠٠ میلادی) و در قانون مدنی سویس (١٩٠٧ میلادی) زن مثل شوهر خود اهلیت دارد.
ولی زن شوهردار در حقوق پرتغال و فرانسه هنوز در عداد محجورین است، گو که قانون ١٨ فوریه ١٩٣٨ در فرانسه در حدودی حجر زن شوهردار را تعدیل کرده است.».
چنانکه ملاحظه میفرمایید هنوز یک قرن نمیگذرد از وقتی که اولین قانون استقلال مالی زن در مقابل شوهر (١٨٨٢ در انگلستان) در اروپا تصویب شد و به