مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - پیوندی بالاتر از شهوت
نشانهای است از نظام حکیمانه و مدبّرانه جهان، نمونه بارزی است از اینکه جریان خلقت تصادفی نیست، طبیعت جریانات خود را کورمال کورمال طی نمیکند، دلیل روشنی است از اینکه بدون دخالت دادن اصل «علت غایی» نمیتوان پدیدههای جهان را تفسیر کرد.
دستگاه عظیم خلقت برای اینکه به هدف خود برسد و نوع را حفظ کند، جهاز عظیم تولید نسل را به وجود آورده است؛ دائماً از کارخانه خود، هم جنس نر به وجود میآورد و هم جنس ماده، و در آنجا که بقا و دوام نسل احتیاج دارد به همکاری و تعاون دو جنس (مخصوصاً در نوع انسان) برای اینکه ایندو را به کمک یکدیگر در این کار وادارد، طرح وحدت و اتحاد آنها را ریخته است؛ کاری کرده است که خودخواهی و منفعت طلبی- که لازمه هر ذی حیاتی است- تبدیل به خدمت و تعاون و گذشت و ایثار گردد، آنها را طالب همزیستی با یکدیگر قرار داده است؛ و برای اینکه طرح کاملًا عملی شود و جسم و جان آنها را بهتر به هم بپیوندد، تفاوتهای عجیب جسمی و روحی در میان آنها قرار داده است و همین تفاوتهاست که آنها را بیشتر به یکدیگر جذب میکند، عاشق و خواهان یکدیگر قرار میدهد. اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شیفته وصال خود نماید، و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را میداشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالیترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد. مرد، جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.
قانون خلقت، زن و مرد را طالب و علاقهمند به یکدیگر قرار داده است اما نه از نوع علاقهای که به اشیاء دارند. علاقهای که انسان به اشیاء دارد از خودخواهی او ناشی میشود؛ یعنی انسان اشیاء را برای خود میخواهد، به چشم ابزار به آنها نگاه میکند، میخواهد آنها را فدای خود و آسایش خود کند. اما علاقه زوجیت به این شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری را میخواهد، از گذشت و فداکاری در باره دیگری لذت میبرد.
پیوندی بالاتر از شهوت
عجیب است که بعضی از افراد نمیتوانند میان شهوت و رأفت فرق بگذارند؛ خیال کردهاند که آن چیزی که زوجین را به یکدیگر پیوند میدهد منحصراً طمع و