مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - فلسفه حقیقی مهر
بفروشد.
همینها سبب شده که زن توانسته با همه ناتوانی جسمی، مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند، مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند، با خارج کردن خود از دسترسی مرد عشق رمانتیک به وجود آورد، مجنونها را به دنبال لیلیها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد میدهد عطیه و پیشکشی از او به عنوان نشانهای از صداقت او دریافت دارد.
میگویند در بعضی قبایل وحشی دخترانی که با چند خواستگار و عاشق بیقرار مواجه میشدهاند، آنها را وادار به «دوئل» میکردهاند؛ هر کدام که دیگری را مغلوب میکرده یا میکشته، شایستگی همسری با آن دختر را احراز میکرده است.
چندی پیش روزنامههای تهران نوشتند که یک دختر دو پسر خواستگار خود را در همین تهران به «دوئل» وادار کرد، آنها را در حضور خود با اسلحه سرد به جان یکدیگر انداخت.
از نظر کسانی که قدرت را فقط در زور بازو میشناسند و تاریخ روابط زن و مرد را یکسره ظلم و استثمار مرد میبینند، باوری نیست که زن، این موجود ضعیف و ظریف، بتواند اینچنین افراد جنس خشن و نیرومند را به جان یکدیگر بیندازد، اما اگر کسی اندکی با تدابیر ماهرانه خلقت و قدرت عجیب و مرموز زنانهای که در وجود زن تعبیه شده آشنا باشد، میداند که این چیزها عجیب نیست.
زن در مرد تأثیر فراوان داشته است. تأثیر زن در مرد از تأثیر مرد در زن بیشتر بوده است. مرد بسیاری از هنرنماییها و شجاعتها و دلاوریها و نبوغها و شخصیتهای خود را مدیون زن و خودداریهای ظریفانه زن است، مدیون حیا و عفاف زن است، مدیون «شیرین فروشی» زن است. زن همیشه مرد را میساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خودداری زن از میان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اول به زن مهر باطله میخورد و بعد مرد مردانگی خود را فراموش میکند و سپس اجتماع منهدم میگردد.
همان قدرت زنانه که توانسته در طول تاریخ شخصیت خود را حفظ کند و به دنبال مرد نرود و مرد را به عنوان خواستگار به آستان خود بکشاند، مردان را به رقابت و جنگ با یکدیگر در باره خود وادارد و آنها را تا سرحد کشته شدن ببرد، حیا و عفاف را شعار خود قرار دهد، بدن خود را از چشم مرد مستور نگه دارد و خود را اسرارآمیز