مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - ٢ ملاک
در عین حال اگر ابو ایوب زنش را طلاق میداد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نمیفرمود که این طلاق باطل است.
رمز این مطلب چیست؟ آیا ممکن است چیزی به قدر یک حرام، مبغوض و ناپسند باشد ولی در عین حال مباح باشد؟.
بلی، ممکن است چیزی به قدر یک حرام و بیش از بسیاری از حرامها مبغوض باشد ولی به خاطر مصلحتی تحریم نشود.
رمز این مسأله در باب طلاق این است که اسلام نمیخواهد بنای ازدواج را بر اجبار و الزام بگذارد، و نباید. مرد باید حامی و علاقهمند به زن باشد و زن باید در شکل یک محبوب در خانه بماند؛ یعنی اساس کانون خانوادگی محبت است.
عشق و علاقه اجباربردار نیست. صحیح نیست که قانون بخواهد زن را به زور به شوهرش بچسباند. وقتی علاقه بین زن و شوهر وجود نداشته باشد طبعاً زیربنای کانون خانوادگی از میان رفته است؛ مخصوصاً اگر تنفر از ناحیه مرد باشد، زیرا سررشته عُلْقه خانوادگی در جانب مرد است و اگر مرد علاقهمند باشد زن طبق طبیعت خودش که میخواهد او را دوست بدارند علاقهمند میشود. زن به محبوب داشتن اهمیت نمیدهد، به محبوب بودن اهمیت میدهد؛ یعنی زن آن مردی را دوست میدارد که او را دوست بدارد؛ مردی محبوب اوست که او محبوب آن مرد باشد. لهذا کلید علقه خانوادگی در دست مرد است و همینکه علاقه مرد از بین رفت کانون خانوادگی بهطور طبیعی منحلّ است. چنین کانونی را که باید بر محبت و علاقه و صمیمیت استوار باشد نمیشود با زور و اجبار قانونی نگهداری کرد. زن مانند نوکر یا کارگر نیست که قانون اجباری بتواند او را در محل کارش علی رغم صاحب کار نگهداری کند.
اسلام تدابیری اندیشیده است که دلسردی و بیمهری بین زوجین پیش نیاید و مرد از روی شوق و رغبت پروانه وار به دور شمع وجود همسرش بچرخد. اما اگر موجبات نارضایی و جدایی فراهم شد و مرد خواست همسرش را طلاق بدهد، اسلام این کار را بسیار زشت میداند ولی مانع آن هم نمیشود زیرا دیگر چارهای نیست.
این یک نمونه روشنی از مباحهای اقتضائی است.
غالب استثناهای باب حجاب از همین قبیل است، خواه استثناهایی که در باب محارم است یا استثناهایی که از لحاظ مقدار پوشش است. لهذا در مورد محارم (غیرشوهر) هرقدر زن پوشیدهتر باشد بهتر است.