مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٠ - علاقه جنسی یا گناه ذاتی در جهان قدیم
ناراحتیهای روحی که عواقب وخیمی بار میآورد همواره از کشمکش میان تمایلات طبیعی و تلقینات مخالف اجتماعی پیدا میشود. از این جهت است که این مسأله فوق العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانکاوی قرار گرفته است.
باتوجه به نکات فوق، منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه میکند. در اسلام کوچکترین اشارهای به پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است. اسلام مساعی خود را برای تنظیم این علاقه به کار برده است. از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود میکند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد.
متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل که از عقاید مسیحیت و بودایی و غیره در این زمینه انتقاد میکنند، درباره اسلام سکوت مینمایند. راسل در کتاب زناشویی و اخلاق همین قدر میگوید:
«کلیه بانیان مذاهب به استثنای محمد و کنفوسیوس- اگر بتوان مسلک او (کنفوسیوس) را مذهب نامید- توجهی به اصول سیاسی و اجتماعی نداشته و کوشیدهاند تکامل روح را از راه اشراق، تفکر و فنا فراهم کنند.» [١]
به هر حال از نظر اسلام علاقه جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلکه جزء خوی و خلق انبیاست. در حدیثی میخوانیم: «مِنْ اخْلاقِ الْانْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ» [٢]. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام، طبق آثار و روایات فراوان که رسیده است، محبت و علاقه خود را به زن در کمال صراحت اظهار میکردهاند و برعکس، روش کسانی را که میل به رهبانیت پیدا میکردند سخت تقبیح مینمودند.
یکی از اصحاب رسول اکرم به نام عثمان بن مظعون کار عبادت را به جایی رسانید که همه روزها روزه میگرفت و همه شب تا صبح به نماز میپرداخت. همسر
[١]. همان، ص ٨٦[٢]. وسایل، ج ٣/ ص ٣